تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢ - داستان يار غار
بعضى نيز اصرار دارند كه ضمير" عليه" در جمله" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ" به" ابو بكر" باز مىگردد، زيرا پيامبر ص نياز به سكينه و آرامش نداشت، بنا بر اين نزول سكينه و آرامش براى همسفر او (ابو بكر) بود.
در حالى كه با توجه به جمله بعد كه مىگويد:" وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها":" او را با لشكرى نامرئى يارى كرد" و با توجه به اتحاد مرجع ضميرها روشن مىشود كه ضمير" عليه" نيز به پيامبر ص بر مىگردد، و اين اشتباه است كه ما تصور كنيم" سكينه" مربوط به موارد حزن و اندوه است، بلكه در قرآن كرارا مىخوانيم كه سكينه بر شخص پيامبر نازل گشت هنگامى كه در شرائط سخت و مشكلى قرار داشت، از جمله در آيه ٢٦ همين سوره در جريان جنگ" حنين" مىخوانيم:" ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ"" خداوند سكينه و آرامش را در آن شرائط سخت بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و نيز در آيه ٢٦ سوره" فتح" مىخوانيم:" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ" در حالى كه در جملههاى قبل در اين دو آيه هيچگونه سخنى از حزن و اندوه به ميان نيامده است بلكه سخن از پيچيدگى اوضاع به ميان آمده.
در هر حال آيات قرآن نشان مىدهد كه نزول سكينه به هنگام مشكلات سخت صورت مىگرفته و بدون شك پيامبر ص در" غار ثور" لحظات سختى را مىگذراند.
و عجيبتر اينكه بعضى گفتهاند جمله" أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها" به" ابو بكر" باز مىگردد!! در حالى كه تمام بحث اين آيه بر محور يارى خداوند نسبت به پيامبر دور مىزند و قرآن مىخواهد روشن كند كه پيامبر ص تنها نيست و اگر ياريش نكنيد خدا ياريش خواهد كرد چگونه كسى را كه تمام بحث بر محور او دور مىزند رها ساخته، و به سراغ كسى مىروند كه به عنوان تبعى از او بحث شده