تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١ - كيفر ثروتاندوزان!
آيا باز گرداندن مردم به سنت پيامبر ص مفسده است؟
چرا" ابو ذر به خليفه اول و دوم كه در امور مالى برنامههاى عثمان را نداشتند ايراد نكرد؟
آيا باز گرداندن مردم به برنامههاى مالى صدر اسلام منشا فساد بود؟
آيا تبعيد" ابو ذر" و بريدن زبان حقگوى او سرچشمه اصلاح شد؟
آيا ادامه كار عثمان مخصوصا در مسائل مالى به انفجارى عظيم كه خود او هم قربانى آن شد نيانجاميد؟
آيا اين مفسده بود و ترك آن مصلحت؟! ولى چه مىتوان كرد؟ هنگامى كه تعصب از در وارد مىشود منطق از در ديگر فرار مىكند.
به هر حال راه و رسم اين صحابى بزرگ بر هيچ محقق منصفى پوشيده نيست و نيز هيچ راه منطقى براى تبرئه خليفه سوم از آزارى كه به ابو ذر رسانيد وجود ندارد.
در آيه بعد اشاره به يكى از مجازاتهاى اينگونه افراد در جهان ديگر مىكند و مىگويد:" روزى فرا خواهد رسيد كه اين سكهها را در آتش سوزان دوزخ داغ و گداخته مىكنند و پيشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ خواهند كرد" (يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ).
و در همين حال فرشتگان عذاب به آنها مىگويند:" اين همان چيزى است كه براى خودتان اندوختيد و به صورت كنز در آورديد و در راه خدا به محرومان انفاق نكرديد" (هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ).
" اكنون بچشيد آنچه را براى خود اندوخته بوديد" و عواقب شوم آن را دريابيد