تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦ - تفسير تنپروران طماع
چنين سفره آمادهاى مىدويدند (لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ) [١]" لكن اكنون كه راه بر آنها دور است سستى مىورزند و بهانه مىآورند" (وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ) [٢] عجب اينكه تنها به عذر و بهانه قناعت نمىكنند بلكه" به زودى نزد تو مىآيند و قسم ياد مىكنند كه اگر ما قدرت داشتيم با شما خارج مىشديم" (وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ).
و اگر مىبينيد ما به اين ميدان نمىآئيم بر اثر ناتوانى و گرفتارى و عدم قدرت است.
" آنها با اين اعمال و اين دروغها در واقع خود را هلاك مىكنند" (يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ).
" ولى خداوند مىداند آنها دروغ مىگويند" (وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ) كاملا قدرت دارند اما چون سفره چرب و نرمى نيست و برنامه شاق و پردرد سرى در پيش است به قسمتهاى دروغ متشبث مىشوند.
اين موضوع منحصر به جنگ" تبوك" و زمان پيامبر ص نبود، در هر جامعهاى گروهى" تنبل" يا" منافق و طماع و فرصت طلب" وجود دارند كه هميشه منتظرند لحظات پيروزى و نتيجه گيرى فرا رسد آن گاه خود را در صف اول جا بزنند، فرياد بكشند، گريبان چاك كنند و خود را از نخستين مجاهد و برترين مبارز و دلسوزترين افراد معرفى كنند تا بدون زحمت از ثمرات پيروزى ديگران بهره گيرند!.
[١]-" عرض" به معنى چيز عارضى است كه زود زائل مىشود و دوام و بقايى ندارد و معمولا به مواهب مادى دنيا اطلاق مىشود، و" قاصد" به معنى سهل و آسان است، زيرا در اصل از ماده" قصد" است و مردم عادى قصد خود را متوجه مسائل آسان مىكنند.
[٢]-" شقة" به معنى زمينهاى پر سنگلاخ و يا راههاى دور و دراز است كه عبور از آن با مشقت توام است.