تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣ - اسيران جنگى
تفسير:
اسيران جنگى
در آيات گذشته قسمتهاى مهمى از احكام جهاد و در گيرى با دشمنان بيان شد، در آيات مورد بحث با ذكر قسمتى از احكام اسراى جنگى اين بحث تكميل مىشود، زيرا جنگها معمولا با مساله گرفتن اسير توأمند، و طرز رفتار با اسراى جنگى از نظر جنبههاى انسانى و هم چنين هدفهاى جهاد فوق العاده اهميت دارد.
نخستين مطلب مهمى را كه در اين زمينه بيان مىكند، اين است كه مىگويد:
" هيچ پيامبرى حق ندارد اسيران جنگى داشته باشد، تا به اندازه كافى جاى پاى خود را در زمين محكم كند و ضربههاى كارى و اطمينان بخش بر پيكر دشمن وارد سازد" (ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ".
" يثخن" از ماده" ثخن" بر وزن" شكن" در اصل به معنى ضخامت و غلظت و سنگينى آمده است، سپس به همين مناسبت به پيروزى و غلبه آشكار و قوت و قدرت و شدت اطلاق شده.
گروهى از مفسران" حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ" را به معنى مبالغه و شدت در كشتار دشمن گرفتهاند و مىگويند معنى اين جمله اين است كه گرفتن اسيران جنگى بايد بعد از كشتار فراوان دشمن باشد، ولى با توجه به كلمه" فى الارض" (در زمين) و با توجه به ريشه اين لغت كه به معنى شدت و غلظت است، روشن مىشود كه معنى اصلى جمله چنين نيست، بلكه منظور اصلى تفوق كامل بر دشمن و نشان دادن قوت و قدرت و محكم كردن سيطره خود بر منطقه است.