تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - غزوه بدر نخستين درگيرى مسلحانه اسلام و كفر
و يا مغرضانى كه سعى دارند واقعيتها را دگرگون جلوه دهند.
به هر حال ابو سفيان از يك سو بوسيله دوستان خود در مدينه از اين تصميم پيامبر ص آگاه شد و از سوى ديگر چون موقعى كه اين كاروان براى آوردن مال التجارة به سوى شام مىرفت نيز مورد چنين تعرض احتمالى قرار گرفته بود، قاصدى را به سرعت به مكه فرستاد، تا جريان را به اطلاع اهل مكه برساند، قاصد در حالى كه طبق توصيه ابو سفيان بينى شتر خود را دريده و گوش آن را بريده و خون به طرز هيجانانگيزى از شتر مىريخت و پيراهن خود را از دو طرف پاره كرده بود و وارونه سوار بر شتر نشسته بود تا توجه همه مردم را به سوى خود جلب كند، وارد مكه شد، و فرياد برآورد:" اى مردم پيروزمند كاروان خود را دريابيد، كاروان خود را دريابيد، بشتابيد و عجله كنيد اما باور نمىكنم به موقع برسيد، زيرا محمد و افرادى كه از دين شما خارج شدهاند براى تعرض به كاروان از مدينه بيرون شتافتند، در اين موقع خواب عجيب و وحشتناكى كه" عاتكه" فرزند عبد المطلب و عمه پيامبر ص ديده بود دهان به دهان مىگشت و بر هيجان مردم مىافزود.
جريان خواب اين بود كه او سه روز قبل در خواب ديده بود كه شخصى فرياد مىزند، مردم به سوى قتلگاه خود بشتابيد و سپس اين منادى بر فراز كوه" ابو قيس" رفت و قطعه سنگ بزرگى را از بالا به حركت در آورد، اين قطعه سنگ متلاشى شد و هر قسمتى از آن به يكى از خانههاى قريش اصابت كرد، و نيز از دره مكه سيلاب خون جارى شد.
هنگامى كه وحشت زده از خواب بيدار شد و به برادرش" عباس" خبر داد، مردم در وحشت فرو رفتند، اما هنگامى كه داستان اين خواب به گوش" ابو جهل" رسيد، گفت: اين زن پيامبر دومى است كه در فرزندان عبد المطلب ظاهر شده، قسم به بتهاى" لات" و" عزى" كه سه روز مهلت مىدهيم اگر اثرى از تعبير خواب