تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - تفسير شنوندگان ناشنوا!
در آيه بعد مىگويد خداوند هيچگونه مضايقه در دعوت آنها به سوى حق ندارد" اگر آنها آمادگى مىداشتند و خدا از اين نظر خير و نيكى در آنها مىديد حرف حق را بهر صورت بود بگوش آنها مىرسانيد" (وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ).
در پارهاى از روايات آمده است كه جمعى از بت پرستان لجوج نزد پيامبر آمدند گفتند: اگر جد بزرگ ما" قصى بن كلاب" را از قبر زنده كنى و گواهى به نبوت تو دهد ما همگى تسليم خواهيم شد! آيه فوق نازل شد و گفت اگر اينها همين سخن را از روى حقيقت مىگفتند خداوند به طرز معجزهآسايى اين كار را براى آنها انجام مىداد.
ولى آنها دروغ مىگويند و بهانه مىگيرند و هدفشان شانه خالى كردن از زير بار حق است.
" و اگر با اين حال خداوند خواسته آنها را بپذيرد و سخنان حق را بيش از اين به گوش آنها بخواند و يا جدشان قصى بن كلاب را زنده كند و گواهى او را بشنوند باز روگردان مىشوند و اعراض مىكنند" (وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ).
اين جملهها در باره كسانى است كه بارها سخنان حق را شنيدهاند و آيات روحپرور قرآن به گوش آنها رسيده و محتواى عالى آن را فهميدهاند ولى باز بر اثر تعصب و لجاجت در مقام انكار بر آمدند اين چنين افراد شايستگى هدايت را بر اثر اعمالشان از دست دادهاند و ديگر خدا و پيامبرش را با آنها كارى نيست.
اين آيه جواب دندان شكنى است براى پيروان مكتب جبر، و نشان مىدهد كه سر چشمه همه سعادتها از خود انسان شروع مىشود و خداوند هم بر طبق آمادگيها و شايستگىهايى كه مردم از خود نشان مىدهند با آنها رفتار مىكند.