تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - غزوه بدر نخستين درگيرى مسلحانه اسلام و كفر
او ظاهر نشد، نامهاى را در ميان خودمان امضا مىكنيم كه" بنى هاشم" دروغگوترين طوائف عربند، ولى روز سوم كه از اين كار گذشت، همان روزى بود كه فرياد قاصد ابو سفيان همه مكه را لرزان ساخت.
و از آنجا كه بسيارى از مردم مكه در اين كاروان سهمى داشتند مردم به سرعت بسيج شدند و حدود ٩٥٠ نفر مرد جنگى كه جمعى از آنها بزرگان و سرشناسان مكه بودند با ٧٠٠ شتر و ١٠٠ رأس اسب به حركت در آمدند، و فرماندهى لشكر به عهده ابو جهل بود.
از سوى ديگر ابو سفيان براى اينكه خود را از تعرض مسلمانان مصون بدارد، مسير خود را تغيير داد و به سرعت به سوى مكه گام بر مىداشت.
پيامبر اسلام ص با ٣١٣ نفر كه تقريبا مجموع مسلمانان مبارز اسلام را در آن روز تشكيل مىدادند به نزديكى سرزمين بدر، بين راه مكه و مدينه رسيده بود كه خبر حركت سپاه قريش به او رسيد.
در اين هنگام با ياران خود مشورت كرد كه آيا به تعقيب كاروان ابو سفيان و مصادره اموال كاروان بپردازد و يا براى مقابله با سپاه آماده شود جمعى مقابله با سپاه دشمن را ترجيح دادند ولى گروهى از اين كار اكراه داشتند، و ترجيح مىدادند كه كاروان را تعقيب كنند، دليل آنها هم اين بود كه ما به هنگام بيرون آمدن از مدينه به قصد مقابله با سپاه مكه نبوديم و آمادگى رزمى براى درگيرى با آنها نداريم در حالى كه آنها با پيشبينى قطعى و آمادگى كافى براى جنگ، به سوى ما مىآيند.
اين دودلى و ترديد در اين گروه هنگامى افزايش يافت كه معلوم شد نفرات دشمن تقريبا بيش از سه برابر نفرات مسلمانان و تجهيزات آنها چندين برابر تجهيزات مسلمانان است، ولى با همه اين حرفها پيامبر ص نظر گروه اول را پسنديد، و دستور داد آماده حمله به سپاه دشمن شوند، هنگامى كه دو سپاه با هم