تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - بلعم باعورا دانشمند دنياپرست و منحرف
مىشوند و پيشواى گمراهانند بايد اين گونه افراد را شناخت و به شدت از آنها بر حذر بود.
ولى آنها به ما ظلم و ستم نمىكردند، بلكه" بر خويشتن ستم روا مىداشتند" (وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ).
چه ستمى از اين بالاتر كه سرمايههاى معنوى علوم و دانشهاى خويش را كه مىتواند باعث سربلندى خود آنها و جامعههايشان گردد در اختيار صاحبان" زر" و" زور" مىگذارند و به بهاى ناچيز مىفروشند و سرانجام خود و جامعهاى را به سقوط مىكشانند.
" آن كس را كه خداوند بر اثر اعمالش به حال خود رها سازد يا وسائل پيروزى و موفقيت را در برابر وسوسههاى شيطانى از او بگيرد، زيانكار واقعى او است" (وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ).
بارها گفتهايم كه" هدايت" و" اضلال" الهى نه جنبه اجبارى دارد و نه بى دليل و بى حساب است، منظور از اين دو فراهم ساختن زمينههاى هدايت، و يا