تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - تفسير سوگند و كفاره سوگند
را انجام دهد آن قسم نيز بى ارزش است، و وفاى به آن لازم نيست- احتمال دارد كه مفهوم لغو در آيه فوق مفهوم وسيعى باشد و حتى اين گونه قسم را نيز شامل شود- قسم دوم از سوگندها، سوگندهايى است كه از روى اراده و تصميم و به طور جدى ياد مىشود، در باره اين نوع قسمها، قرآن در آيه فوق چنين مىگويد:
" خداوند شما را در برابر چنين سوگندهايى كه گره آن را محكم كردهايد مؤاخذه مىكند و شما را موظف به عمل كردن به آن مىسازد" (وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ) كلمه" عقد" همانطور كه در آغاز سوره مائده گفتيم در اصل به معنى جمع كردن اطراف يك چيز محكم است و به همين جهت گره زدن دو سر طناب را" عقد" مىگويند، و گاهى به همين مناسبت در امور معنوى نيز بكار مىرود و هر گونه پيمان محكمى را عقد نيز مىگويند، در آيه فوق منظور از عقد ايمان (بستن سوگندها) همان تصميم جدى بر كارى است كه بر طبق سوگند انجام مىگيرد.
البته جدى بودن سوگند بتنهايى براى صحت آن كافى نيست بلكه همانطور كه در بالا اشاره شد بايد محتواى سوگند لا اقل يك امر مباح بوده باشد و بايد دانست كه سوگند جز بنام خدا معتبر نيست.
بنا بر اين اگر كسى بنام خدا سوگند ياد كند كه عمل نيك يا لا اقل عمل مباحى را انجام دهد، واجب است به سوگند خود عمل كند و اگر آن را شكست كفاره دارد.
و كفاره قسم همان است كه در ذيل آيه مورد بحث بيان شده:
" كفاره چنين سوگندى يكى از سه چيز است:
نخست اطعام ده نفر مسكين (فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ) منتها براى اينكه بعضى از اطلاق اين حكم چنين استفاده نكنند كه مىتوان از هر نوع غذاى