تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩
تحريم قسمتى از نعمتهاى حلال به ميان آورد، در اين آيه به شدت همه اين اعمال و احكام را محكوم كرده و با" هفت تعبير مختلف" در جملههايى كوتاه اما بسيار رسا و جالب، وضع آنها را روشن مىسازد.
نخست مىگويد:" كسانى كه فرزندان خود را از روى سفاهت و جهل كشتند زيان كردند" هم از نظر انسانى و اخلاقى، و هم از نظر عاطفى، و هم از نظر اجتماعى، گرفتار خسارت و زيان گشتند و از همه بالاتر خسارت معنوى در جهان ديگر (قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ) در اين جمله عمل آنها يك نوع" خسران و زيان" و سپس" سفاهت و سبك مغزى" و بعد" كار جاهلانه" معرفى شده است، كه هر يك از اين تعبيرهاى سهگانه به تنهايى براى معرفى زشتى عمل آنها كافى است، كدام عقل اجازه مىدهد كه انسان فرزند خود را با دست خود به قتل برساند، وانگهى آيا اين سفاهت و سبك مغزى نيست كه از اين عمل شرم نكند بلكه آن را يك نوع افتخار يا عبادت محسوب دارد، كدام علم و دانش اجازه ميدهد كه انسان چنين عملى را به عنوان يك سنت و يا قانون در جامعه خود بپذيرد؟! اينجا است كه به ياد گفتار ابن عباس مىافتيم كه مىگفت: اگر كسى بخواهد ميزان عقبماندگى اقوام جاهلى را بداند آيات سوره انعام (يعنى آيات فوق) را بخواند.
سپس قرآن ميگويد:" اينان آنچه را خدا به آنان روزى داده بود و مباح و حلال ساخته بود. بر خود تحريم كردند و بخدا افترا زدند كه خدا آنها را حرام كرده است" (وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ.) در اين جمله با دو تعبير ديگر اعمال آنها محكوم شده است زيرا اولا آنها نعمتى را كه خدا به آنان" روزى" داده بود و حتى براى ادامه حياتشان لازم و ضرورى بود بر خود تحريم كردند و قانون خدا را زير پا گذاشتند و ثانيا