تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - تفسير انتخاب پيامبر به دست خدا است
و بى اساس را بكند و بر آن صحه بگذارد، رقابتهايى كه از نهايت انحطاط فكرى و عدم درك مفهوم نبوت و رهبرى خلق سرچشمه مىگيرد.
قرآن پاسخ روشنى به آنها مىدهد و مىگويد لازم نيست شما به خدا درس بدهيد كه چگونه پيامبران و رسولان خويش را اعزام دارد و از ميان چه افرادى انتخاب كند! زيرا" خداوند از همه بهتر مىداند رسالت خود را در كجا قرار دهد" (اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ).
روشن است رسالت نه ارتباطى به سن و مال دارد و نه به موقعيت قبايل، بلكه شرط آن قبل از هر چيز آمادگى روحى، پاكى ضمير، سجاياى اصيل انسانى، فكر بلند و انديشه قوى، و بالآخره تقوى و پرهيزگارى فوق العادهاى در مرحله عصمت است، و وجود اين صفات مخصوصا آمادگى براى مقام عصمت چيزى است كه جز خدا نمىداند، و چقدر فرق است ميان اين شرايط و ميان آنچه آنها فكر مىكردند.
جانشين پيامبر ص نيز تمام صفات و برنامههاى او را، بجز وحى و تشريع، دارد يعنى هم حافظ شرع و شريعت است و هم پاسدار مكتب و قوانين او و هم رهبر معنوى و مادى مردم، لذا بايد او هم داراى مقام عصمت و مصونيت از خطا و گناه باشد تا بتواند رسالت خويش را به ثمر برساند و رهبرى مطاع و سرمشقى مورد اعتماد گردد.
و به همين دليل انتخاب او نيز به دست خدا است و خدا مىداند اين مقام را در چه جايى قرار دهد نه خلق خدا و نه از طريق انتخاب مردم و شورى.
و در آخر آيه سرنوشتى را كه در انتظار اين گونه مجرمان و رهبران پر ادعاى باطل است بيان كرده مىگويد:" به زودى اين گنهكاران به خاطر مكر و فريبى كه براى گمراه ساختن مردم به كار زدند، گرفتار كوچكى و حقارت در پيشگاه خدا و عذاب شديد خواهند شد" (سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ