تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦ - تفسير وسوسههاى شيطانى
تفسير: وسوسههاى شيطانى
در اين آيه توضيح داده مىشود كه وجود اينگونه دشمنان سرسخت و لجوج در برابر پيامبر اسلام ص كه در آيات قبل به آن اشاره شد، منحصر به او نبوده، بلكه" در برابر تمام پيامبران دشمنانى از شياطين جن و انس وجود داشتهاند" (وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ).
و كار آنها اين بوده كه" سخنان فريبندهاى براى اغفال يكديگر به طور اسرار آميز و احيانا در گوشى به هم مىگفتند" (يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً).
ولى اشتباه نشود" اگر خداوند مىخواست مىتوانست به اجبار جلو همه آنها را بگيرد" تا هيچ شيطان و شيطان صفتى نتواند در راه پيامبران و دعوت آنها كوچكترين سنگى بيندازد (وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ).
ولى خداوند اين كار را نكرد، زيرا مىخواست مردم آزاد باشند تا ميدانى براى آزمايش و تكامل و پرورش آنها وجود داشته باشد، در حالى كه اجبار و سلب آزادى با اين هدف نمىساخت، به علاوه وجود اين گونه دشمنان سرسخت و لجوج (اگر چه اعمالشان به خواست و اراده خودشان بوده) نه تنها ضررى براى مؤمنان راستين ندارد، بلكه به طور غير مستقيم به تكامل آنها كمك مىكند، چون همواره تكاملها در تضادها است، و وجود يك دشمن نيرومند در بسيج نيروهاى انسان و تقويت ارادهها مؤثر است.
لذا در پايان آيه به پيامبرش دستور مىدهد كه به هيچوجه به اينگونه شيطنتها