تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - تفسير
اصرار در كجروى و تعصبهاى جاهلانه و عدم تسليم در مقابل حق، درك و ديد سالم را از دست دادهاند، و گيج و گمراه در سرگردانى به سر مىبرند، و چنين مىگويد:
" ما دلها و چشمهاى آنها را وارونه و دگرگون مىنمائيم، آن چنان كه در آغاز و ابتداى دعوت ايمان نياوردند" (وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ).
در اينجا نيز اين كار به خدا نسبت داده شده است نظير چيزى كه در آيات قبل گذشت، و اين در حقيقت عكس العمل و نتيجه اعمال خود آنها است، و نسبت دادن آن به خدا به عنوان اين است كه او علت العلل و سرچشمه جهان هستى است، و هر خاصيتى در هر چيز است به اراده او است، و به تعبير ديگر خداوند در لجاجت و كجروى و تعصبهاى كوركورانه اين اثر را آفريده است كه تدريجا درك و ديد انسان را از كار مىاندازد.
و در پايان آيه مىفرمايد:" ما آنها را در حال طغيان و سركشى به حال خود وامىگذاريم تا سرگردان شوند" (وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ) [١]
[١] يعمهون از ماده" عمه" (بر وزن قدح) به معنى سرگردانى و تحير است.