تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥ - در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد
كه اين ستاره، ستاره زهره بوده است، در تفسير على بن ابراهيم نيز از امام صادق ع اين موضوع، روايت شده است [١] بعضى از مفسران گفتهاند كه مردم كلده و بابل در آنجا مبارزات خود را با بت پرستان شروع كرده هر يك از سيارات را خالق يا رب النوع موجوداتى مىشناختند،" مريخ" را رب النوع جنگ و" مشترى" را رب النوع عدل و علم و" عطارد" را رب النوع وزيران ... و" آفتاب" را پادشاه همه مىدانستند! [٢] ٤- بازغ از ماده" بزغ" (بر وزن نذر) در اصل به معنى شكافتن و جارى ساختن خون است و لذا به جراحى كردن بيطار (دامپزشك) بزغ گفته مىشود و اطلاق اين كلمه بر طلوع آفتاب يا ماه در حقيقت آميخته با يك نوع تشبيه زيبا است زيرا آفتاب و ماه به هنگام طلوع خود گويا پرده تاريكى را مىشكافند، علاوه بر اين در كنار افق سرخى كمرنگى كه بىشباهت به رنگ خون نيست در اطراف خود ايجاد مىكنند.
٥- فطر از ماده فطور به معنى شكافتن است، و همانطور كه ذيل آيه ١٤ همين سوره نوشتيم اطلاق اين كلمه بر آفرينش آسمان و زمين شايد به خاطر اين است كه طبق علم امروز، روز اول جهان توده واحدى بوده و بعد از هم شكافته شده و كرات آسمانى يكى پس از ديگرى به وجود آمدهاند (براى توضيح بيشتر به تفسير آيه مزبور مراجعه فرمائيد).
٦- حنيف به معنى خالص است چنان كه شرح آن در ذيل آيه ٦٧ سوره آل عمران جلد دوم تفسير نمونه صفحه ٤٦١ بيان گرديد.
[١] تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه ٧٣٥ و ٧٣٧.
[٢] تفسير ابو الفتوح جلد چهارم صفحه ٤٦٧ (پاورقى).