تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - تفسير آگاهى از غيب
ولى هيچ مانعى ندارد كه خداوند قسمتى از علم غيب را كه مصلحت مىداند، و براى تكميل رهبرى رهبران الهى لازم است، در اختيار آنها بگذارد و البته اين را علم غيب بالذات نمىگويند، بلكه علم غيب بالعرض و به تعبير ديگر يادگيرى و تعلم از داناى غيب است.
آيات متعددى از قرآن گواهى مىدهد كه خداوند چنين علمى را نه تنها در اختيار پيامبران و پيشوايان الهى قرار داده بلكه گاهى در اختيار غير آنها نيز قرار مىداده است، از جمله در سوره جن آيه ٢٦ و ٢٧ مىخوانيم:" عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ":" خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچ كس را از علم غيب خود آگاه نمىكند، مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند".
اصولا تكميل مقام رهبرى، آنهم يك رهبرى جهانى و همگانى، نياز به آگاهى بر بسيارى از مسائل كه از نظر ساير مردم مكتوم است، دارد، و اگر خداوند اين علم غيب را در اختيار فرستادگان و اوليايش نگذارد، مقام رهبرى آنها تكميل نخواهد شد.
(دقت كنيد).
اين كه جاى خود دارد، گاهى يك موجود زنده براى ادامه حيات خود نياز به دانستن گوشهاى از غيب دارد، و خداوند در اختيار آن مىگذارد مثلا شنيدهايم كه بعضى از حشرات در تابستان پيشبينى وضع هواى زمستان را مىكنند يعنى خداوند اين غيب را بخصوص در اختيار آنها مىگذارد، زيرا زندگى آنها بدون اين مطلب چه بسا دستخوش فنا مىگردد، شرح بيشتر اين موضوع را بخواست خدا در تفسير آيه ١٨٨ سوره اعراف بيان خواهيم كرد.
و در جمله سوم به پاسخ ايراد كسانى كه انتظار داشتند خود پيامبر ص فرشته باشد، و يا فرشتهاى همراه او باشد، و هيچگونه عوارض بشرى از خوردن غذا و راه رفتن در كوچه و بازار در او ديده نشود، مىگويد:" و من هرگز ادعا نمىكنم فرشتهام"