تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد
آنها بسته شد" (حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ) [١]
" دابر" در اصل به معنى دنباله و آخر چيزى است.
و از آنجا كه خداوند در به كار گرفتن عوامل تربيت در مورد آنها هيچگونه كوتاهى نكرده در پايان آيه مىفرمايد:" ستايش و حمد مخصوص خداوندى است كه پروردگار و مربى همه جهانيان است" (وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ).
١- گاهى تصور مىشود كه ميان اين آيات و آيات گذشته منافاتى وجود دارد، زيرا در آيات گذشته تصريح شده بود كه مشركان به هنگام هجوم مشكلات متوجه خدا مىشوند، و غير او را فراموش مىكنند ولى در اين آيات مىگويد حتى به هنگام هجوم مشكلات نيز بيدار نمىگردند.
تفسير نمونه ؛ ج٥ ؛ ص٢٣٧
جه به يك نكته اين منافات ظاهرى را برطرف مىسازد و آن اينكه بيداريهاى موقت و زودگذر به هنگام بروز شدائد بيدارى محسوب نمىگردند، زيرا به زودى به حالت نخستين باز مىگردد.
در آيات گذشته چون منظور بيان توحيد فطرى بود، براى اثبات آن همان بيداريها و توجههاى زودگذر و فراموش كردن غير خدا و لو در لحظه حادثه كافى بود، اما در اين آيات سخن از هدايت يافتن و از بيراهه به راه برگشتن است،
[١]" مُبْلِسُونَ" در اصل از ماده" ابلاس" به معنى غم و اندوهى است كه بخاطر شدت حوادث ناگوار به انسان دست مىدهد و نام" ابليس" نيز از همين جا گرفته شده است، و تعبير فوق نشان دهنده شدت غم و اندوهى است كه گناهكاران را فرا مىگيرد.