تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥ - تفسير سرانجام زندگى اندرزناپذيران
تفسير: سرانجام زندگى اندرزناپذيران
در اين آيات نيز گفتگو با گمراهان و مشركان ادامه مىيابد و قرآن از راه ديگر براى بيدار ساختن آنها موضوع را تعقيب مىكند يعنى دست آنها را گرفته و به قرون و زمانهاى گذشته مىبرد و چگونگى حالات امتهاى گمراه و ستمگر و مشرك را شرح مىدهد كه چگونه تمام عوامل تربيت و بيدارى در مورد آنها به كار گرفته شد اما جمعى از آنها به هيچيك از اينها توجه نكردند و سرانجام چنان عاقبت شومى دامانشان را گرفت كه عبرتى براى آيندگان شدند.
نخست مىگويد" ما پيامبرانى به سوى امم پيشين فرستاديم و چون اعتنا نكردند آنها را به منظور بيدارى و تربيت با مشكلات و حوادث سخت: با فقر و خشكسالى و قحطى با بيمارى و درد و رنج و" باساء" و" ضراء" [١] مواجه ساختيم شايد متوجه شوند و به سوى خدا باز گردند" (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ).
[١]" باساء" در اصل به معنى شدت و رنج است و به معنى جنگ نيز به كار مىرود همچنين در قحطى و خشكسالى و فقر و مانند اينها، ولى" ضراء" به معنى ناراحتى روحى است مانند غم و اندوه و جهل و نادانى و يا ناراحتيهايى كه از بيمارى و از دست دادن مقام و مال و ثروت پيدا مىشود.
شايد تفاوت ميان اين دو در حقيقت از اينجا باشد كه" باساء" بيشتر جنبه خارجى دارد و" ضراء" جنبه روحى، يعنى ناراحتيهاى روحى را ضراء و بنا بر اين باساء يكى از عوامل ايجاد ضراء خواهد بود (دقت كنيد).