تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد
و همه را به دست فراموشى مىسپرند.
١- استدلالى كه در دو آيه فوق ديده مىشود همان استدلال به توحيد فطرى است كه در دو بحث مىتوان از آن استفاده كرد يكى در اصل اثبات وجود خدا، و ديگر در اثبات يگانگى او، لذا در روايات اسلامى، و همچنين در سخنان دانشمندان، هم در برابر منكران خدا و هم در برابر مشركان با آن استدلال شده است.
٢- قابل توجه اينكه در استدلال بالا سخن از قيام ساعة (روز رستاخيز) به ميان آمده، در حالى كه ممكن است گفته شود، آنها چنان روزى را اصلا قبول نداشتند، بنا بر اين چگونه ممكن است در برابر آنها چنين استدلالى شود؟
ولى بايد توجه داشت كه اولا همه آنها منكر قيامت نبودند بلكه جمعى از آنها به نوعى از رستاخيز اعتقاد داشتند ثانيا ممكن است منظور از" ساعة" همان ساعت مرگ يا ساعت حوادث وحشتناكى باشد كه انسان را در آستانه مرگ قرار مىدهد ثالثا ممكن است اين تعبير كنايه از حوادث هولناك بوده باشد زيرا آيات قرآن مكرر مىگويد كه شروع رستاخيز با يك سلسله حوادث فوق العاده هولناك همراه است: و زلزلهها، طوفانها، صاعقهها و مانند آن در آن هنگام به وقوع مىپيوندند.