تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - تفسير بيدارى زودگذر و بى اثر!
آنها در آن حالت چنان منقلب مىشوند كه" فرياد بر مىكشند اى كاش براى نجات از اين سرنوشت شوم، و جبران كارهاى زشت گذشته بار ديگر به دنيا باز مىگشتيم، و در آنجا آيات پروردگار خود را تكذيب نمىكرديم و در صف مؤمنان قرار مىگرفتيم" (فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) [١]
ولى اين بيدارى، بيدارى پايدار و پا بر جا نيست، و به خاطر شرائط و اوضاع خاصى پديد آمده است، و لذا" اگر به فرض محال بار ديگر به اين جهان برگردند به سراغ همان كارهايى مىروند كه از آن نهى شده بودند" (وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ).
بنا بر اين" آنها در آرزو و ادعاى خويش صادق نيستند و دروغ مىگويند" (و انهم لكاذبون).
[١] نكته مهمى كه در آيه به آن بايد توجه داشت اين است كه طبق قرائت مشهورى كه در دست داريم" نرد" به رفع و" لا نكذب"" و نكون" به نصب خوانده شده است، در حالى كه ظاهرا معطوف بر يكديگر هستند و بايد همه يكسان باشند، بهترين توجيه اين است كه گفته شود" نرد" جزء تمنى است و" لا نكذب" در حقيقت جواب آن است و" و" در اينجا به منزله" فاء" است و مىدانيم كه جواب تمنى هنگامى كه بعد از" فاء" قرار گيرد منصوب مىگردد مفسران مانند فخر رازى و مرحوم طبرسى و ابو الفتوح رازى در اين زمينه وجوه ديگرى نيز گفتهاند. ولى آنچه در بالا گفته شد از همه روشنتر است، بنا بر اين آيه شبيه آيه ٥٨ سوره" زمر" لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ" مىباشد.