تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - تهمتى بزرگ بر ابو طالب مؤمن قريش
ميدهد فهرستوار مىآوريم و شرح بيشتر را به كتابهايى كه در اين زمينه نوشته شده موكول مىكنيم:
١- ابو طالب قبل از بعثت پيامبر اكرم ص بخوبى ميدانست كه فرزند برادرش بمقام نبوت خواهد رسيد زيرا مورخان نوشتهاند در سفرى كه ابو طالب با كاروان قريش به شام رفت برادرزاده دوازدهساله خود محمد را نيز با خويش همراه برد، در اين سفر علاوه بر كرامات گوناگونى كه از او ديد، همين كه كاروان با راهبى بنام" بحيرا" كه ساليان درازى در صومعه مشغول عبادت بود و آگاهى از كتب عهدين داشت و كاروانهاى تجارتى در مسير خود بزيارت او ميرفتند برخورد كردند، در بين كاروانيان، محمد ص كه آن روز دوازده سال بيش نداشت نظر راهب را بخود جلب كرد.
بحيرا پس از اندكى خيره شدن و نگاههاى عميقانه و پر معنى به او گفت اين كودك به كدام يك از شما تعلق دارد؟ جمعيت به ابو طالب اشاره كردند او اظهار داشت برادرزاده من است.
" بحيرا" گفت اين طفل آينده درخشانى دارد اين همان پيامبرى است كه كتابهاى آسمانى از رسالت و نبوتش خبر دادهاند و من تمام خصوصيات او را در كتب خواندهام! [١]" ابو طالب" پيش از اين برخورد و برخوردهاى ديگر از قرائن ديگر نيز به نبوت پيامبر اكرم و معنويت او پى برده بود.
طبق نقل دانشمند اهل تسنن شهرستانى (صاحب ملل و نحل) و ديگران در يكى از سالها آسمان مكه بركتش را از اهلش باز داشت و خشكسالى سختى به مردم روى آورد، ابو طالب دستور داد تا برادرزادهاش محمد را كه كودكى شير خوار
[١] تلخيص از سيره ابن هشام جلد ١ صفحه ١٩١ و سيره حلبى جلد اول صفحه ١٣١ و كتب ديگر.