تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - نفوذناپذيران
أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً) [١] در حقيقت تعصبهاى كوركورانه جاهلى، و فرو رفتن در منافع مادى، و پيروى از هوا و هوسها، آن چنان بر عقل و هوش آنها چيره شده كه گويا در زير سرپوش و پردهاى قرار گرفته است نه حقيقتى را مىشنوند و نه درك صحيح از مسائل دارند.
شايد كرارا گفتهايم كه اگر اين گونه مسائل نسبت به خدا داده مىشود در حقيقت اشاره به قانون" عليت" و خاصيت" عمل" است، يعنى ادامه در كجروى و اصرار در لجاجت و بدبينى، اثرش اين است كه روح و روان آدمى را به شكل خود در مىآورند و آن را همانند آئينه كج و معوجى مىكنند كه قيافه همه چيز را كج و معوج نشان مىدهد. تجربه اين حقيقت را ثابت كرده است كه افراد بدكار و گناهكار در آغاز از كار خود احساس ناراحتى مىكنند، اما تدريجا به آن خو گرفته و شايد روزى فرا رسد كه اعمال زشت خود را واجب و لازم بشمرند و به تعبير ديگر اين يكى از مجازاتهاى اصرار و پافشارى در گناه و مخالفت با حق است كه دامان گناهكاران لجوج را مىگيرد.
لذا مىگويد كار اينها به جايى رسيده است كه" اگر تمام آيات و نشانههاى خدا را ببينند باز ايمان نمىآورند" (وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها).
و از اين بالاتر هنگامى كه به نزد تو بيايند به جاى اينكه گوش جان را به سخنان تو متوجه سازند و حد اقل به صورت يك جستجوگر، به احتمال يافتن حقيقتى پيرامون آن بينديشند، با روح و فكر منفى در برابر تو ظاهر مىشوند، و" هدفى جز مجادله و پرخاشگرى و خردهگيرى ندارند" (حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ).
[١]" اكنة" جمع" كنان" بر وزن" كتاب" به معنى پرده و يا هر چيزى كه مستور سازد مىباشد و" وقر" به معنى سنگينى گوش است.