تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - تفسير رستگارى بزرگ
قانع نباشد، بديهى است آن همه نعمت با اين روحيه او را خوشبخت نخواهد كرد، و ناراحتى مرموزى دائما او را آزار و شكنجه مىدهد و آرامش روح و روان را كه بزرگترين موهبت الهى است از او مىگيرد.
علاوه بر اين هنگامى كه خدا از كسى خشنود باشد هر چه بخواهد به او مىدهد و هنگامى كه هر چه خواست به او داد او نيز خشنود مىشود، نتيجه اينكه بالاترين نعمت اين است كه خدا از انسان خشنود و او نيز از خدايش راضى باشد.
در آخرين آيه اشاره به مالكيت و حكومت خدا بر آسمانها و زمين و آنچه در آنها است شده و عموميت قدرت او بر همه چيز بيان مىگردد (لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ).
ذكر اين جمله در واقع به عنوان دليل و علت براى رضايت بندگان از خدا است، زيرا كسى كه بر همه چيز توانا است و بر سراسر عالم هستى حكومت مىكند، توانايى دارد كه هر چه بندگان از او بخواهند به آنها ببخشد و آنها را خشنود و راضى گرداند.
ضمنا مىتواند اشارهاى به نادرستى عمل نصارى در پرستش مريم بوده باشد، زيرا عبادت تنها شايسته كسى است كه بر سراسر عالم آفرينش حكومت مىكند، نه مريم كه مخلوقى بيش نبوده است.
(پايان سوره مائده)