تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤ - بيزارى مسيح از شرك پيروانش
تفسير:
بيزارى مسيح از شرك پيروانش
اين آيات پيرامون گفتگوى خداوند با حضرت مسيح ع در روز رستاخيز بحث مىكند، به دليل اينكه در چند آيه بعد مىخوانيم: هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ:" امروز روزى است كه راستگويى راستگويان به آنها سود مىدهد" و مسلما منظور از آن روز قيامت است.
به علاوه جمله فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ دليل ديگرى بر اين است كه اين گفتگو بعد از دوران نبوت مسيح ع واقع شده است و شروع آيه با جمله" قال" كه براى زمان ماضى است مشكلى ايجاد نمىكند، زيرا در قرآن بسيار ديده مىشود كه مسائل مربوط به قيامت به صورت زمان ماضى ذكر شده و اين اشاره به قطعى بودن قيامت است، يعنى وقوع آن در آينده چنان مسلم است كه گويى در گذشته واقع شده، و با صيغه فعل ماضى از آن ياد مىشود.
به هر حال آيه نخست مىگويد: خداوند در روز قيامت به عيسى مىگويد:" آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را علاوه بر خداوند معبود خويش قرار دهيد، و پرستش كنيد؟" (وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ).
شك نيست كه مسيح ع چنين چيزى را نگفته است و تنها دعوت به توحيد و عبادت خدا نموده، ولى منظور از اين استفهام اقرار گرفتن از او در برابر امتش، و بيان محكوميت آنها است.
مسيح ع با نهايت احترام در برابر اين سؤال چند جمله در پاسخ مىگويد:
١- نخست زبان به تسبيح خداوند از هر گونه شريك و شبيه گشوده و مىگويد: