تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - تضاد بىدليل
آتش پرستى نياكان را به نوعى زنده كنند و در حقيقت منطقى جز منطق اعراب زمان جاهليت ندارند.
در تفسير" الميزان" از تفسير" در المنثور" از جمعى از دانشمندان عامه نقل شده: كه شخصى به نام" ابو الاحوص" مىگويد خدمت پيامبر اسلام ص رسيدم در حالى كه لباس كهنه و مندرسى بر تن داشتم پيامبر ص فرمود: مال و ثروتى دارى، گفتم: آرى فرمود: چه نوع مال؟
گفتم: همه گونه مال در اختيار دارم، شتر، گوسفند، اسب، و مانند اينها پيامبر ص فرمود: هنگامى كه خدا به تو چيزى داد بايد آثار آن را در تو ببيند (نه اينكه ثروت خود را كنار بگذارى و همانند مسكينان زندگى كنى).
سپس فرمود: آيا بچهشترهاى تو گوش دريده متولد مىشوند يا با گوشهاى سالم، گفتم: مسلما با گوش سالم، مگر ممكن است شتر، نوزاد گوش دريده بياورد؟! فرمود: پس لا بد خودت تيغ به دست گرفته گوشهاى يك عده از آنها را شكاف مىدهى و مىگويى اين" بحر" است و گوشهاى بعضى ديگر را پاره كرده و مىگويى اين" صرم" است؟ گفتم آرى چنين كار را مىكنم، فرمود: هرگز چنين كارى مكن هر چه خدا به تو داده است براى تو حلال است، سپس تلاوت فرمود:
ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ [١] از اين روايت استفاده مىشود كه آنها قسمتى از اموال خود را معطل و بى مصرف نگاه مىداشتند، ولى بجاى آن صرفهجويى كرده، لباسهاى كهنه و مندرس در تن مىپوشيدند و اين يك تضاد بىدليل بود.
[١] الميزان جلد ٦ صفحه ١٧٢.