تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - تفسير فرعون مىگفت من خداى بزرگ شما هستم!
از مردم براى اجتماع و تماشاى منظره اين مبارزه است، به قرينه آيه ٣٩ شعرا وَ قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ:" به مردم گفته شد آيا شما اجتماع مىكنيد"؟
و به راستى عجيب است كه اين طاغيان خيرهسر هنگامى كه بر مركب غرور و خود خواهى سوار مىشوند هيچ حد و مرزى را به رسميت نمىشناسند، حتى به ادعاى خدايى نيز قانع نيستند، بلكه مىخواهند" خداى خدايان" شوند! اين سخن در ضمن اشاره به آن است كه اگر شما بتهايى را مىپرستيد آنها در جاى خود محترم، اما من برترين بت و معبود شما هستم! و عجب اينكه فرعون به شهادت آيه ١٢٧ سوره اعراف أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ:" آيا اجازه مىدهى موسى و قومش در زمين فساد كنند و تو و معبودهايت را به حال خود واگذارند"؟
خودش يكى از بت پرستان بود، ولى در اينجا ادعا مىكند من پروردگار بزرگ شما هستم، يعنى حتى خودش را از معبود خودش نيز بالاتر مىشمرد و اين است بيهودهگوئيهاى طاغوتها!.
و عجبتر اينكه در يك جا تنها ادعاى الوهيت مىكند ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي:" من معبودى غير از خودم براى شما نمىشناسم" (قصص- ٣٨) اما در آيه مورد بحث پا را از اين فراتر نهاده ادعاى ربوبيت مىكند و مىگويد من پروردگار شمايم و اين است برنامههاى اين مغروران سبك مغز.