تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣ - اى انسان چه چيز تو را مغرور ساخته؟!
در رحم مادر، تا لحظه تولد، و از آن گاه تا نمو و رشد كامل، وجود خويش را مورد بررسى دقيق قرار دهد، و ببيند در هر گام، و در هر لحظه، نعمت تازهاى از سوى آن منعم بزرگ به سراغش آمده، تا خود را سراپا غرق احسان او بيند و از مركب غرور و غفلت پائين آيد و طوق بندگى حق را بر گردن نهد.
نه مساله كرم خداوند مايه غرور شما است، و نه لطف و نعمتهاى او، بلكه ريشه اصلى را در عدم ايمان به روز رستاخيز بايد بيابيد [١] آرى هنگامى كه در حال افراد مغرور و غافل دقت كنيم مىبينم مساله اصلى اين است كه در اعماق روح بسيارى از آنها شك و ترديد يا انكار قيامت نهفته است، و امور ديگر همگى بهانه است، به همين دليل اگر پايههاى ايمان به معاد در دلها تقويت گردد اين غرور و غفلتها برچيده خواهد شد.
منظور از" دين" در اينجا جزا و روز جزا است و اينكه بعضى احتمال دادهاند
[١]" كلا" حرف ردع و براى انكار مطلبى است كه قبلا ذكر شده، يا توهم شده است، و در اينكه" كلا" در اين آيه نفى چه چيزى است مفسران احتمالات زيادى دادهاند كه از همه بهتر همان است كه در بالا ذكر شد، يعنى در اينجا" كلا" تمام سر چشمههاى غرور و غفلت را نفى مىكند جز تكذيب و انكار قيامت كه بعد از" بل" ذكر شده است،" راغب" در" مفردات" (در ماده بل) همين معنى را برگزيده و بعد از ذكر آيه فوق مىگويد كانه قيل ليس هاهنا ما يقضى ان يغرهم به تعالى و لكن تكذيبهم هو الذى حملهم على ما ارتكبوه.