تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - تفسير گروه سوم (منافقان)
و تخريب به كار گيرد، و در عين حال خود را عاقل بشمرد؟!
ما از شما هستيم و پيرو يك مكتبيم، از جان و دل اسلام را پذيرا گشتيم و با شما هيچ فرقى نداريم!" اما هنگامى كه با دوستان شيطان صفت خود به خلوتگاه مىروند مىگويند ما با شمائيم"! (وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ).
" و اگر مىبينيد ما در برابر مؤمنان اظهار ايمان مىكنيم ما مسخرهشان مىكنيم"! (إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ).
ما بر افكار و اعمالشان در دل مىخنديم، مىخواهيم كلاه بر سرشان بگذاريم، دوست ما و محرم اسرار ما و همه چيز ما شمائيد!
" و خدا آنها را در طغيانشان نگه مىدارد تا به كلى سرگردان شوند" (وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ) [١]
[١]" يعمهون" از ماده" عمه" (بر وزن همه) به معنى تردد و تحير در كارى است و به معنى كوردلى و تاريكى بصيرت كه اثر آن سرگردانى است نيز آمده است (به كتاب مفردات راغب و تفسير المنار و قاموس اللغه مراجعه شود).