تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - تفسير انحصار طلبان بهشت!
در پاسخ ابتدا مىفرمايد:" اين تنها آرزويى است كه دارند" (و هرگز به اين آرزو نخواهند رسيد) (تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ).
بعد روى سخن را به پيامبر ص كرده مىگويد:" به آنها بگو هر ادعايى دليلى مىخواهد چنانچه در اين ادعا صادق هستيد دليل خود را بياوريد" (قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ).
آرى كسى كه در برابر خداوند تسليم گردد و نيكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است" (بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ).
و بنا بر اين" چنين كسانى نه ترسى خواهند داشت و نه غمگين مىشوند" (وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).
خلاصه اينكه بهشت و پاداش خداوند و نيل به سعادت جاودان در انحصار هيچ طايفه نيست، بلكه از آن كسانى است كه واجد دو شرط باشند:
در مرحله اول تسليم محض در مقابل فرمان حق و ترك تبعيض در احكام الهى، چنان نباشد كه هر دستورى موافق منافعشان است بپذيرند و هر چه مخالف آن باشد پشت سر اندازند، آنها به طور كامل تسليم حقند.
و در مرحله بعد آثار اين ايمان در عمل آنها به صورت انجام كار نيك منعكس گردد، آنها نيكوكارند، نسبت به همگان و در تمام برنامهها.
در حقيقت قرآن با اين بيان مساله نژاد پرستى و تعصبهاى نابجا را بطور كلى نفى مىكند و سعادت و خوشبختى را از انحصار طايفه خاصى بيرون مىآورد