تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - تفسير دو مثال جالب براى ترسيم حال منافقان
لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ- لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ:
" منافقان به برادران كافر خود از اهل كتاب وعده مىدهند كه اگر شما را از مدينه بيرون كنند، ما نيز با شما خارج خواهيم شد و به حرف هيچكس در باره شما گوش نخواهيم داد، و اگر با شما بجنگند شما را يارى مىكنيم، و لكن خداوند گواهى مىدهد كه منافقان دروغ مىگويند، اگر آنها را بيرون كنند همراه آنها خارج نخواهند شد، و اگر با آنها جنگ نمايند ياريشان نخواهند كرد، و اگر به آنها كمك كنند (درگير و دار جنگ) پا به فرار خواهند گذاشت" (و استقامت به خرج نخواهند داد)- (حشر- ١١- ١٢).
قابل توجه اينكه: قرآن در اينجا از جمله" استوقد نارا" استفاده كرده است، يعنى آنها براى رسيدن به" نور"" نار" استفاده مىكنند، آتشى كه هم دود و هم خاكستر و هم سوزش دارد، در حالى كه مؤمنان از نور خالص و چراغ روشن و پر فروغ ايمان بهره مىگيرند.
منافقان گرچه تظاهر به نور ايمان دارند اما باطنشان، نار است، و اگر هم نورى باشد ضعيف است و كوتاه مدت.
اين نور مختصر، يا اشاره به فروغ و جدان و فطرت توحيدى است و يا اشاره به ايمان نخستين آنها است كه بعدا بر اثر تقليدهاى كوركورانه و تعصبهاى غلط و لجاجتها و عداوتها، پردههاى ظلمانى و تاريك بر آن مىافتد، نه تنها يك ظلمت بلكه به تعبير قرآن" ظلمات".
و همينها است كه چشم بينا و گوش شنوا و زبان گويا را سر انجام از آنها خواهد گرفت، چرا كه سابقا هم گفتيم ادامه راه غلط تدريجا نيروى تشخيص و درك انسان را ضعيف مىكند، تا آنجا كه گاهى حقايق را وارونه مىبيند، نيك