تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - تفسير سليمان و ساحران بابل
هنگامى كه پيامبر اسلام ص ظهور كرد و ضمن آيات قرآن اعلام نمود سليمان از پيامبران خدا بوده است، بعضى از احبار و علماى يهود گفتند: از محمد تعجب نمىكنيد كه مىگويد سليمان پيامبر است در صورتى كه او ساحر بوده؟.
اين گفتار يهود علاوه بر اينكه تهمت و افتراى بزرگى نسبت به اين پيامبر الهى محسوب مىشد لازمهاش تكفير سليمان ع بود، زيرا طبق گفته آنان سليمان مرد ساحرى بوده كه خود را به دروغ پيامبر خوانده و اين عمل موجب كفر است.
آيات فوق به آنها پاسخ مىگويد [١]
ضمير در جمله" و اتبعوا" ممكن است اشاره به يهوديان معاصر پيامبر باشد و يا معاصران سليمان و يا همه آنان.
منظور از" شياطين" نيز ممكن است، انسانهاى طغيانگر و يا جن و يا اعم از هر دو باشد.
سپس قرآن به دنبال اين سخن اضافه مىكند:" سليمان هرگز كافر نشد" (وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ).
او هرگز به سحر توسل نجست، و از جادوگرى براى پيشبرد اهداف خود استفاده نكرد،" ولى شياطين كافر شدند، و به مردم تعليم سحر دادند" (وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ).
[١] سيره ابن هشام جلد ٢ صفحه ١٩٢ و مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث (با كمى تفاوت).