تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١ - ٢- كتمان حق در احاديث اسلامى
جزئى و فرعى كه سبب شود مسائل اصلى و حياتى را فراموش كنند نيز نوعى كتمان حق است، و اگر فرضا تعبير" كتمان حق" شامل آن نشود بدون شك ملاك و فلسفه تحريم كتمان حق در آن وجود دارد.
در احاديث اسلامى نيز شديدترين حملات متوجه دانشمندان كتمان كننده حقايق شده، از جمله پيامبر گرامى اسلام ص مىفرمايد:
من سئل عن علم يعلمه فكتم لجم يوم القيامة بلجام من نار:
" هر گاه از دانشمندى چيزى را كه مىداند سؤال كنند و او كتمان نمايد روز قيامت افسارى از آتش بر دهان او مىزنند"! [١] مجددا تكرار مىكنيم كه گاه همان حالت نياز و ابتلاى مردم به يك مساله جانشين سؤال آنها مىشود و افشاگرى واجب است.
در حديث ديگرى مىخوانيم كه از امير مؤمنان على ع پرسيدند:
من شر خلق اللَّه بعد ابليس و فرعون ...:
" بدترين خلق خدا بعد از ابليس و فرعون ... كيست؟".
امام در پاسخ فرمود:
العلماء اذا فسدوا، هم المظهرون للاباطيل، الكاتمون للحقايق، و فيهم قال اللَّه عز و جل أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ...
:" آنها دانشمندان فاسدند كه باطل را اظهار و حق را كتمان مىكنند و همانها هستند كه خداوند بزرگ در باره آنها فرموده: لعن خدا و لعن همه لعنت كنندگان بر آنها خواهد بود"! [٢]
[١] مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث.
[٢] احتجاج طبرسى (مطابق نقل نور الثقلين ج ٣ ص ١٣٩).