تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - تفسير دو مثال جالب براى ترسيم حال منافقان
١٩- يا همچون بارانى كه در شب تاريك توام با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذرانى) ببارد، آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود مىگذارند تا صداى صاعقه را نشنوند، و خداوند به كافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند).
٢٠- روشنايى خيرهكننده برق نزديك است چشم آنها را بربايد، هر لحظهاى كه برق جستن مىكند (صفحه بيابان را) براى آنها روشن مىسازد (چند قدمى) در پرتو آن راه مىروند و هنگامى كه خاموش مىشود توقف مىكنند، و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از بين مىبرد، خداوند بر هر چيز توانا است.
تفسير: دو مثال جالب براى ترسيم حال منافقان
بعد از بيان صفات و ويژگيهاى منافقان، قرآن مجيد، براى مجسم ساختن وضع آنها دو تشبيه گويا در آيات فوق بيان مىكند:
١- در مثال اول مىگويد:" آنها مانند كسى هستند كه آتشى (در شب ظلمانى) افروخته (تا در پرتو نور آن راه را از بيراهه بشناسد و به منزل مقصود برسد) (مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً).
" ولى همين كه اين شعله آتش اطراف آنها را روشن ساخت، خداوند آن را خاموش مىسازد، و در ظلمات رهاشان مىكند، به گونهاى كه چيزى را نبينند" (فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ).
آنها فكر مىكردند با اين آتش مختصر و نور آن مىتوانند با ظلمتها به پيكار برخيزند، اما ناگهان بادى سخت بر مىخيزد و يا باران درشتى فرو مىريزد، و يا بر اثر پايان گرفتن مواد آتشافروز، آتش به سردى و خاموشى مىگرايد و بار ديگر در تاريكى وحشتزا سرگردان مىشوند.