تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - ٢- حقيقت تقوا چيست؟
خود، ثبات و استمرار دارند، فراز و نشيب زندگى در روح و فكر آنها اثر نمىگذارد و خللى در برنامههاى سازنده آنها ايجاد نمىكند.
آنها در آغاز روح حقطلبى دارند و همان سبب مىشود كه به دنبال دعوت قرآن بروند و سپس دعوت قرآن، اين ويژگيهاى پنجگانه را در آنان ايجاد مىكند.
" تقوا" در اصل از ماده" وقايه" به معنى نگهدارى يا خويشتن دارى است [١] و به تعبير ديگر يك نيروى كنترل درونى است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مىكند، و در واقع نقش ترمز نيرومندى را دارد كه ماشين وجود انسان را در پرتگاهها حفظ و از تندرويهاى خطرناك، باز مىدارد.
به همين دليل امير مؤمنان على ع" تقوا" را به عنوان يك دژ نيرومند در برابر خطرات گناه شمرده است، آنجا كه مىفرمايد:
اعلموا عباد اللَّه ان التقوى دار حصن عزيز:" بدانيد اى بندگان خدا تقوا دژى است مستحكم و غير قابل نفوذ" [٢]
در احاديث اسلامى و همچنين كلمات دانشمندان، تشبيهات فراوانى براى تجسم حالت تقوا بيان شده است، امير مؤمنان على ع مىفرمايد:
الا و ان التقوى مطايا ذلل، حمل عليها اهلها و اعطوا ازمتها، فاوردتهم الجنة:
[١]" راغب" در كتاب" مفردات" مىگويد:" وقايه" به معنى نگهدارى اشياء است در برابر امورى كه به آنها زيان و آزار مىرساند، و تقوا قرار دادن روح است در يك پوشش حفاظتى در برابر خطرها، و لذا گاهى تقوا را به خوف تفسير كردهاند، در حالى كه خوف، سبب تقوا مىشود و در عرف شرع، تقوا به معنى خويشتن دارى در برابر گناهان است و" كمال تقوا" آنست كه از مشتبهات نيز اجتناب شود.
[٢] نهج البلاغه خطبه ١٥٧.