تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤ - تفسير انتظار بيجا!
در" اسباب النزول" آمده است كه گروهى از يهود هنگامى كه از طور باز گشتند به مردم گفتند:" ما شنيديم كه خداوند به موسى دستور داد فرمانهاى مرا در آنجا كه مىتوانيد انجام دهيد، و آنجا كه نمىتوانيد ترك كنيد"! و اين نخستين تحريف بود.
به هر حال در ابتداى ظهور پيامبر اسلام انتظار مىرفت كه قوم يهود پيش از ديگران با نداى اسلام لبيك گويند چرا كه آنها اهل كتاب بودند (بخلاف مشركان) بعلاوه صفات پيامبر اسلام ص را نيز در كتابهاى خود خوانده بودند ولى قرآن مىگويد: با سابقه بدى كه آنها دارند انتظار شما مورد ندارد، چرا كه گاهى صفات و روحيات انحرافى يك جمعيت، سبب مىشود كه با تمام نزديكى به حق از آن دور گردند.
" اما در پنهانى و خلوت، جمعى از آنها مىگويند: چرا مطالبى را كه خداوند در تورات براى شما بيان كرده به مسلمانان مىگوئيد"؟ (وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ).
" تا در قيامت در پيشگاه خدا بر ضد شما به آن استدلال كنند، آيا نمىفهميد"؟
(لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).
اين احتمال در تفسير آيه نيز وجود دارد كه آغاز آيه از منافقان يهود سخن مىگويد كه در حضور مسلمانان دم از ايمان مىزدند، و در غياب انكار مىكردند و حتى پاكدلان يهود را نيز مورد سرزنش قرار مىدادند كه چرا اسرار كتب