تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - ٣- مدارك شفاعت
در مورد بعضى از مجرمان مىخوانيم:" فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ" (مدثر: ٤٨):" شفاعت شفاعت كنندگان به حال آنها سودى ندارد".
گروه دوم- آياتى است كه" شفيع" را منحصرا خدا معرفى مىكند مانند:
" ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ" (سجده: ٤):" غير از خدا ولى و شفيعى نداريم" و" قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً" (زمر: ٤٤):" همه شفاعتها مخصوص خدا است".
گروه سوم- آياتى است كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا مىكند مانند:" مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ" (بقره: ٢٥٥)" چه كسى مىتواند جز به اذن خدا شفاعت نمايد"؟ و" وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ" (سبأ:
٢٣):" شفاعت جز براى كسانى كه خدا اجازه دهد سودى ندارد".
گروه چهارم- آياتى است كه شرائطى براى شفاعت شونده بيان كرده است گاهى اين شرط را رضايت و خشنودى خدا معرفى مىكند مانند:" وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى" (انبياء: ٢٨).
طبق اين آيه شفاعت شفيعان منحصرا شامل حال كسانى است كه به مقام" ارتضاء" يعنى پذيرفته شدن در پيشگاه خداوند، رسيدهاند.
و گاه شرط آن را گرفتن عهد و پيمان نزد خدا معرفى مىكند مانند" لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً". (مريم: ٨٧) (منظور از اين عهد و پيمان ايمان به خدا و پيامبران الهى است).
و زمانى" صلاحيت شفاعت شدن" را از بعضى از مجرمان سلب مىكند، مانند سلب شفاعت از ظالمان در آيه زير:" ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ": (غافر: ١٨).
و به اين ترتيب داشتن عهد و پيمان الهى يعنى ايمان، و رسيدن به مقام خشنودى پروردگار و پرهيز از گناهانى چون ظلم و ستم، جزء شرائط حتمى شفاعت است.