تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - تفسير گروه سوم (منافقان)
و اعمال آنها بيان مىكند.
توضيح اينكه: اسلام در يك مقطع خاص تاريخى خود با گروهى روبرو شد كه نه اخلاص و شهامت براى ايمان آوردن داشتند و نه قدرت و جرأت بر مخالفت صريح.
اين گروه كه قرآن از آنها به عنوان" منافقين" ياد مىكند و ما در فارسى از آنها تعبير به" دورو" يا" دو چهره" مىكنيم در صفوف مسلمانان واقعى نفوذ كرده بودند، و خطر بزرگى براى اسلام و مسلمين محسوب مىشدند، و از آنجا كه ظاهر اسلامى داشتند، غالبا شناخت آنها مشكل بود، ولى قرآن نشانههاى دقيق و زندهاى براى آنها بيان مىكند كه خط باطنى آنها را مشخص مىسازد و الگويى در اين زمينه بدست مسلمانان براى همه قرون و اعصار مىدهد.
نخست تفسيرى از خود نفاق دارد مىگويد:" بعضى از مردم هستند كه مىگويند به خدا و روز قيامت ايمان آوردهايم در حالى كه ايمان ندارند" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ).
آنها اين عمل را يك نوع زرنگى و به اصطلاح تاكتيك جالب، حساب مىكنند:" آنها با اين عمل مىخواهند خدا و مؤمنان را بفريبند" (يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا).
" در حالى كه تنها خودشان را فريب مىدهند اما نمىفهمند" (وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ).
آنها با انحراف از راه صحيح و صراط مستقيم، عمرى را در بيراهه مىگذرانند تمام نيروها و امكانات خود را بر باد مىدهند و جز ناكامى و شكست و بدنامى و عذاب الهى بهرهاى نمىگيرند.