تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - ٣- ارتباط با انسانها
كسانى كه داراى اين درك و ديد باشند، روح خود را از تعصب پاك مىسازند و به آنچه همه پيامبران الهى براى هدايت و تكامل انسانها آوردهاند، ايمان پيدا مىكنند، همه هاديان و راهنمايان راه توحيد را محترم ميشمرند.
البته ايمان به دستورات پيامبران پيشين مانع از آن نخواهد بود كه فكر و عمل خود را با آئين آخرين پيامبر كه آخرين حلقه سلسله تكاملى اديان است تطبيق دهند چرا كه اگر غير از اين كنند در مسير تكامل خود گامى به عقب برداشتهاند.
آنها يقين دارند كه انسان، مهمل و عبث و بىهدف آفريده نشده، آفرينش براى او خط سيرى تعيين كرده است كه با مرگ هرگز پايان نمىگيرد، چرا كه اگر در همين جا همه چيز ختم مىشد مسلما اين همه غوغا براى اين چند روز زندگى، عبث و بيهوده بود.
او اعتراف دارد كه عدالت مطلق پروردگار در انتظار همگان است و چنان نيست كه اعمال ما در اين جهان، بىحساب و پاداش باشد.
اين اعتقاد به او آرامش مىبخشد، از فشارهايى كه در طريق انجام مسئوليتها بر او وارد مىشود نه تنها رنج نمىبرد بلكه از آن استقبال مىكند، همچون كوه در برابر حوادث مىايستد، در برابر بىعدالتيها تسليم نمىشود، و مطمئن است كوچكترين عمل نيك و بد پاداش و كيفر دارد، بعد از مرگ به جهانى وسيعتر كه خالى از هر گونه ظلم و ستم است انتقال مىيابد و از رحمت وسيع و الطاف پروردگار بزرگ بهرهمند مىشود.
ايمان به آخرت، يعنى شكافتن ديوار عالم ماده، و ورود در محيطى عاليتر