تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - ٣- مدارك شفاعت
و آفرينش (علاوه بر عالم تشريع) نيز فراوان ديده مىشود، نيروهاى قويتر اين جهان به نيروهاى ضعيفتر ضميمه شده و آنها را در مسير هدفهاى سازنده پيش مىبرند، آفتاب مىتابد و باران مىبارد و بذرها را در دل زمين آماده مىسازد تا استعدادهاى درونى خود را به كار گيرند، و نخستين جوانه حيات را بيرون فرستند پوست دانهها را بشكافند و از ظلمتكده خاك سر بر آورده به سوى آسمان كه از آن نيرو دريافت داشتهاند پيش بروند.
اين صحنهها در حقيقت يك نوع شفاعت تكوينى در رستاخيز زندگى و حيات است، و اگر با اقتباس از اين الگو نوعى از شفاعت در صحنه" تشريع" قائل شويم راه مستقيمى را پيش گرفتهايم كه توضيح آن را به زودى خواهيم خواند.
اكنون به مدارك اصلى و دست اول در مورد مساله شفاعت مىپردازيم:
در قرآن در باره مساله" شفاعت" (به همين عنوان) در حدود ٣٠ مورد بحث شده است (البته بحثها و اشارات ديگرى به اين مساله بدون ذكر اين عنوان نيز ديده مىشود).
آياتى كه در قرآن پيرامون اين مساله بحث مىكند در حقيقت به چند دسته تقسيم مىشود:
گروه اول- آياتى است كه بطور مطلق شفاعت را نفى مىكند مانند:
" أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ" (بقره ٢٥٤) و مانند" وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ" (بقرة: ٤٨).
در اين آيات راههاى متصور براى نجات مجرمان غير از ايمان و عمل صالح چه از طريق پرداختن عوض مادى، يا پيوند و سابقه دوستى، و يا مساله شفاعت نفى شده است.