تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٧ - ٢- آيا قصاص بر خلاف عقل و عواطف انسانى است؟
نكتهها:
١- قصاص و عفو يك مجموعه عادلانه
اسلام كه در هر مورد مسائل را با واقعبينى و بررسى همه جانبه دنبال مىكند، در مساله خون بىگناهان نيز حق مطلب را دور از هر گونه تندروى و كندروى بيان داشته است، نه همچون آئين تحريف شده يهود فقط تكيه بر قصاص مىكند و نه مانند مسيحيت كنونى فقط راه عفو يا ديه را به پيروان خود توصيه مىنمايد، چرا كه دومى مايه جرئت است و اولى عامل خشونت و انتقامجويى.
فرض كنيد قاتل و مقتول با هم برادر و يا سابقه دوستى و پيوند اجتماعى داشته باشند، در اينصورت اجبار كردن به قصاص داغ تازهاى بر اولياى مقتول مىگذارد، و مخصوصا در مورد افرادى كه سرشار از عواطف انسانى باشند اجبار كردن بر قصاص خود زجر و شكنجه ديگرى براى آنها محسوب مىشود، در حالى كه محدود ساختن حكم به روش عفو و ديه نيز افراد جنايتكار را جرىتر مىكند.
لذا حكم اصلى را قصاص قرار داده، و براى تعديل آن حكم عفو را در كنار اين حكم ذكر كرده است.
به عبارت روشنتر اولياء مقتول حق دارند در برابر قاتل يكى از سه حكم را اجراء كنند:
١- قصاص كردن.
٢- عفو كردن بدون گرفتن خونبها.
٣- عفو كردن با گرفتن خونبها (البته در اينصورت موافقت قاتل نيز شرط است).
گروهى كه بدون تامل، بعضى از مسائل جزائى اسلام را مورد انتقاد قرار