تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣ - تفسير سليمان و ساحران بابل
به هر حال آنها از اين آزمايش الهى پيروز بيرون نيامدند" از آن دو فرشته مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند" (فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ).
ولى قدرت خداوند ما فوق همه اين قدرتها است،" آنها هرگز نمىتوانند بدون فرمان خدا به احدى ضرر برسانند" (وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ).
" آنها قسمتهايى را ياد مىگرفتند كه براى ايشان ضرر داشت و نفع نداشت" (وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ).
آرى آنها اين برنامه سازنده الهى را تحريف كردند بجاى اينكه از آن به عنوان وسيله اصلاح و مبارزه با سحر استفاده كنند، آن را وسيله فساد قرار دادند" با اينكه مىدانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد بهرهاى در آخرت نخواهد داشت" (وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ) [١]" چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند اگر علم و دانشى مىداشتند" (وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ).
[١]" خلاق" در اصل به معنى خلق و خوى نيك است كه انسان اكتساب مىكند و گاه به معنى نصيب و بهره نيز آمده است، و در آيه فوق به همين معنى مىباشد.