صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٦
مىگیرند، خدا مىداند که چقدر مىگیرند اینها.
نقشه رضاخان در جداسازى ملت از دیانت
اصلاً از اول نقشه این بوده است. از زمان رضا شاه این نقشهها بود که باید این ملت را عقب نگه داشت، باید این ملت را از دیانتش منفصل کرد. اینها مىدانستند که این چیزى که اعتراض است و آن چیزى که محرک مردم و جامعه باز مىتواند باشد قرآن کریم است و آنهایى که از قرآن متابعت مىکنند. از زمان رضاشاه این مطلب پیش آمد که اسلام را و خدمتگزاران به اسلام را هر دو را کوبید. یک خطابه در تمام ایران نبود، یک منبر در تمام ایران نبود. همه منابر تعطیل بود که سرتاسر ایران در ماه محرمش، در ماه رمضانش هیچ چیز نبود، هر آخوندى سر از منزل در مىآورد گرفتار مىشد و مىبردند او را به کلانترى، همین طور عبایش را مىبریدند با جامهاش مىگفتند برو بیرون. این یکى را رها مىکردند، آن یکى را مىگرفتند جاى دیگرى. همان وقت چه جنایاتى این مرد کرد به اسلام و مسلمین، بعد هم به ارث داد به این مرد واین را هم همه دارید مىبینید که دارد چه مىکند یعنى این صفحهاى که ظاهر است، مىبینیم این صفحاتى که در باطن است و آن مطالبى که در باطن است و من و شما مطلع نیستیم و اشخاص مطلع الان جرات نمىکنند حرف بزنند و بعد صدایش در مىآید، اینها الى ماشاءالله است. ما الان نمىتوانیم تصور کنیم که اینها چه کردهاند با این مملکت، اینها با این اسلام چه کردهاند، با این مسلمین چه کردهاند، با این ملت چه کردهاند، با ذخایر ما چه کردهاند.
شاه، از بین برنده ذخیرههاى مادى و معنوى ایران
ما دو تا ذخیره، یک ملت دو تا ذخیره ممکن است داشته باشد که ایران داشت: یکى ذخیرههاى مادى زیرزمینى و یکى هم ذخیرهها که عبارت از این جوانها بود، اینها هم از ذخایر ملت است دیگر، این هر دوى اینها را تباه دارد مىکند و خواهد کرد. اما مواد طبیعى نفتش را که آنطور داد و گازش را آنطور داد و دارد مىدهد مراتعش را که آنطور به قول خودش ملى کرد لکن به دیگران داد و جنگلهایش را به دیگران داد و همه اینها را داده به غیر. اینها اسناد به من نوشته بودند منتها حالا نوشتهاش پیش من نیست، نوشته نجف مانده است. همه اینها را به غیر دادهاند. زراعتمان را که بکلى از بین برده است، بعد از ٣٠ سال دیگر که نفت، اینطور اگر بدهند تمام مىشود، اگر به اینطور دست و دل بازى نفت ما را به غیر بدهند بعد از ٣٠ سال، چند سال دیگر تمام مىشود، آن روزى است که نه ملت ما نفت دارد و نه زراعت دارد. اگر این آدم باقى باشد، بعد از ٣٠ سال دیگر یک ملت گدا، الان نصف ملت گداست، آنوقت تمام ملت گدا خواهد شد، پشتوانه هیچ چیز ندارد. این را اگر مهلتش بدهید، آقا تمام حیثیات مادى و معنوى شما را از بین مىبرد.
این راجع به ذخایر ما که زیر زمینى است یا روى زمینى است و راجع به جوانهاى ما که از ذخایر بزرگ ما هستند نمىگذارند اینها تحصیل کنند، رشد فکرى براى اینها نمىگذارند، اینها را تا