صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٢
خالى بوده است، فقط این یک حرفى بوده. آنوقت مىگفتند که اعلامیهاى که دوم نداشت اعلامیه لشکر ایران بود که اعلامیه اول را که اعلامیه جنگشان بود، دومى نداشتند که ظاهراً سه ساعت طول کشید، وقتى که رضاشاه به سردارهایش گفته بود که آخر چرا سه ساعت، گفته بودند سه ساعت هم زیادى بود براى اینکه ما هیچى نداشتیم، آنها همه چیز، راه مىآمدند، سه ساعت راه مىآمدند و الا چیزى در کار نبود. حالا ایشان همچو قدرتى دارد که ملت را استثناء کنیم و - خود قدرت ایشان را - که قدرت ایشان جلوگیرى کرده است از این ابرقدرت که شوروى باشد؟ یا یک مسائل دیگرى در کار هست؟ قدرت ایشان همین است. وقتى هم که یک قدرتى اتکال به ملت نداشته باشد نظیر همان رضاشاه مىشود که این سه تا مملکت، این سه تا لشکر ریختند به ایران و ایران را گرفتند و همه چیز ایران در معرض خطر بود، خطرى بود از همه چیز ایران، در عین حال یک مطلب وجدانى براى ماها بود و مشهود بود که مردم شادى کردند که اینها آمدند شر رضاخان را کندند براى اینکه آنها که آمدند رضاخان را فرستادند رفت. یک همچو وضعى پیش آورده بود که در عین حال که اجنبى، دشمن، سه تا دشمن بزرگ همه چیز ایران را در معرض خطر داشت معذالک از آمدن این دشمنها مردم شادى کردند و به هم عرض کنم شاید مبارک باد مىگفتند که خوب شد آمدند که این مردیکه رفت، شرش را کند و رفت. اینطور با مردم عمل کرده بود که از دشمن، سه تا دشمنى که به حسب دیانت با اینها مخالف بود و همه چیزشان مخالف بود، اینها آمدن آنها را براى رفتن او ترجیح مىدادند آنها بیایند و او برود. الان هم وضع این آقا اینطور است که همچو در نظر مردم این مبغوض است که اگر خداى نخواسته یک قدرتى بیاید و این برود، آن را مردم ترجیح مىدهند براى اینکه آنها باز ممکن است یک حسابى داشته باشند. لهذا آنها که آمدند بىحساب نبود که به مردم تعدى بکنند، البته بود یک تعدیاتى اما نه آنطور تعدى که رضاخان کرد، شوروى هم نکرد، انگلستان هم نکرد، آمریکا هم نکرد، دشمنان ما نکردند آنطور با ایران، آنطور کهاین سختگیرى کرد و مردم را آزار داد، آنها همچو کارى نکردند، اینها آمدند البته قبضه کردند، بسیار بد بود، بسیار زشت بود لکن معذالک اینطور بود. الان هم وضع ایشان اینطور شده که بودن ایشان در ایران به طورى در نظر مردم یک امر ناگوارى است که اگر چنانچه یک قدرتى بیاید و این برود معلوم نیست که همان شادىها را نکنند، همانطور که آنوقت بود حالا هم شادى نکنند. حالا در هر صورت الان قدرت ایشان که اتکال به ملت هم ندارد و ملت همه اصلاً با او موافق نیست.
هراس دو ابرقدرت از یکدیگر مانع تعدى آنان به ایران است، نه قدرت پوسیده شاه
باز ما فرض مىکنیم که ارتش تمامش هم با این موافق است و حال اینکه فرض است، الان ارتش تو خالى شده، الان پوسیده تویش و با ایشان موافق خیلى نیستند، خوب یک دستهاى که خورد و بردشان زیاد بوده و هست، آنها هستند و اما همچو نیست که همه موافق باشند، حالا ما فرض مىکنیم که تمام ارتش هم با ایشان موافق باشند لکن در قبال یک قدرتى مثل قدرت شوروى اینطور نیست که