صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٢
براى همین معناست که این بودجه خورده شود. شما ملاحظه مىکنید که ١٨ میلیارد دلار پول نفت را اسلحه خریدند ١٨ میلیارد دلار اینها اسلحه خریدند و باز هم خرند، اگر مهلتشان بدهند باز هم خواهند خرید، و این اسلحهها چى هستند؟ خیال مىکنید که ما محتاج به ١٨ میلیارد اسلحه هستیم براى تنظیم امورمان؟ خیر مساله اینها نیست، چون رقیب آمریکا که شوروى است توجه دارد به مسائل، اینها به عنوان اینکه ما پول نفت را داریم تحویل مىدهیم، به این عنوان همین اسلحههایى که هیچ به درد ایران نمىخورد مىآورند در ایران و پایگاه براى خود آمریکا درست مىکنند یعنى نفت ما را مىخورند و به جاى آن براى خودشان پایگاه درست مىکنند، به اسم دادن پول نفت براى خودشان پایگاه درست مىکنند. اگر پول نفت را به ما ارز مىدادند و پولش را مىدادند، زیادتر بود از اداره دولت و اداره ملت. این پولها براى ملت ما کافى است منتها آنقدر خورده مىشود، آنقدرش که آمریکا مىآورد و عوضش آهن به ما مىدهد، آهنى براى خودش، نه براى ما، یک مقدارى هم که داده شود به حلقوم آقاى محمدرضا خان و عائله و آن کسانى که به او مربوط هستند و آنهایى که مىخواهند خدمت به او بکنند و مردم را مىکشند براى حفظ او، که مىگویند ٦٠ هزار نفر (اینطور نوشته بودند) ٦٠ هزار نفر اینهائىاند که مربوط به عائله سلطنتى هستند، مربوط به عائله سلطنتى یعنى آنهایى که باید از این سفره بخورند، بخورند و کار نکنند، بخورند و بیعارى کنند. خورنده خیلى زیاد است نه اینکه عائدات کم است.
شاه، مجرى طرح آمریکایى اصلاحات ارضى
این عائدات نفت که باید صرف خود مملکت بشود، صرف این فقرایى که در مملکت هستند بشود، اینها براى اصلاً برق و اسفالت و اینها در خود تهران تمام نشده، برق و آسفالت و آب که یک چیزهاى اولى است حالا، باز خود تهران ندارد. خود تهران بعضى محلههایش چیزى ندارد، آب ندارند، باید بیایند سر این شیرهایى که هست. این زاغهنشینهایى که الان در تهران هستند یا چادرنشینهایى که در تهران هستند و حدود بیست، سى محله هستند که صورتشان را براى من داده بودند و الان پیش من نیست، اینها زندگیشان عجیب است، آنطورى که نوشته بودند براى من، اینها همانها هستند که آقا گفتند: (مادهقانها را از زیر بار نمىدانم آزاد مىکنیم، ارباب و رعیتى به هم خورد و دیگر دهقان شدند همه و همه چه شدند). این زاغهنشینهایى که در اطراف تهران و در خود تهران و محلات تهران الان ساکن هستند و یا آن که حالش خیلى خوب است یک خانه گلى درست کرده است خودش با ١٠ نفر، ١٥، ٥ نفر، ٦ نفر عائله، باقى دیگر با چوب و با نمىدانم از نى و با اینطور چیزهایى که تا حالا براى ما تفصیلش را نوشته بودند، حدود ٢٠، ٣٠ تا محل را اسم برده بودند، فلان جا، فلان جا، فلان جا، اینها زاغهنشین هستند و یا چادرنشین هستند یا یک خانههایى اینطورى درست کردهاند. نوشته بود که در این اینها در اینطور شرایط هستند که بعضىشان منزلهایشان در یک گودالى واقع هست که باید تا لب خیابان که خواهد بیاید، نمىدانم پنجاه تا، صدتا (خیلى زیاد