صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٣
شاهدوست هستند، این علامت شاهدوستى شان است. بنابر این، خوب، نه سلطنت، سلطنت قانونى است و مىآئیم سراغ مجلس، مجلس هم تا آن اندازهاى که ما اطلاع داریم، به آرا مردم نبوده که مردم بیایند راى بدهند یک چیزى را، در زمان رضاشاه در زمان محمدرضاشاه اینها جزء واضحات است، هر کس یادش است. خوب شما همهتان این مجلسها را یادتان است تا حالا - این - شما که اطلاع دارید، عقیدهتان این است که در تهران، در اصفهان، در یزد، در کرمان، در هر جا خود مردم جمع شدند و یک وکیل درست کردند؟! یا اینکه به قول خود شاه لیستش را از سفارتخانهها آوردند؟ خود ایشان گفتند لیست را از سفارتخانهها آوردند و مىدادند مىگفتند اینها باید وکیل بشوند، مردم چکارهاند، اینها باید بشوند، دولت چه کاره است، شاه چکاره است آن که باید تعیین کند سرنوشت ما را سفارت آمریکا و سفارت انگلستان است و سفارت شوروى است و اینها و تا حالا همین کارها را کردند. لیست این وکلا را آنها تعیین کردند و آنهائى که دوستان آنها یا به تعبیر دیگر نوکرهاى خودشان بودهاند، آنها را تعیین کردند که اینها باشند تا راى بدهند به هر چیزى که آنها دلشان مىخواهد. بنابر این آنقدرى که ماها یادمان است در زمان این دو تا عرض مىکنم که دیکتاتور، در زمان اینها ابداً یک مجلس قانونى، یک مجلس ملى که ملت راى داشته و داده باشند به آنها، ابداً چنین چیزى نبوده است. ما فرض مىکنیم حالا چهار تا وکیل هم ملت به او راى داده اما سایرین راى ندادند. چهار تا وکیل هم، مثلاً فرض کنید تهران یک قدرى چیزهائى بوده است، ملاحظاتى بوده است به چهار نفر وکیل هم راى داده باشند مردم، مثل مرحوم مدرس راى دادهاند به او اما مجلس وقتى قانونى است که همه اهالى مجلس که مىآیند به حسب قانون توى مجلس آمده باشند، رایشان دخالت دارد در مطالب. اکثریتى که حاصل مىشده در مجالس که به این اکثریت یک شرکتى را، یک قراردادى را، یک بساطى را درست مىکردند، این اکثریت اگر چهار تایشان هم فرض بکنیم که ملى بودند و ملت تعیین کردند لکن باقیشان نبوده. این را هیچ کس نمى تواند ادعا بکند. که در زمان سلطنت رضا شاه و محمدرضا شاه این مجلس یک مجلسى بوده است ملى و مردم آن را، اینها را تعیین کردند، هیچ کس نمىتواند یک چنین ادعائى بکند مردم تعیین کردند. اگر کسى هم ادعا بکند در یک دوره، دو دوره مردم به مدرس راى مىدادند، بله به مدرس راى دادند، بعضى اشخاص دیگر هم نظیر او را راى دادند اما یکى، دو تا، چهار تا وکیل که کار را درست نمى کند. باید تمام این وکلا ملى باشند یعنى ملت تعیین کرده باشد تا اینکه وقتى یک مجلسى تشکیل مىشود یک مجلس قانونى باشد تا اینکه وقتى راى دادند، اکثریت راى داد به حسب قانون، اکثریت رایش مثلاً صحیح باشد، درست باشد، باید قانونى باشد لکن اینها که نبوده در کار.
تجدید نظر در قراردادهاى غیرقانونى بعد از تشکیل حکومت اسلامى
تمام قراردادهائى که در زمان مشروطه شده است و این قراردادهائى که در زمان رضاخان شده است، این قراردادهائى که در زمان محمدرضاخان شده است، تمام این قراردادها بر خلاف قانون