صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢
اینها. اینها دیگر خوف اینکه حکومت نظامى بشود یا مثلاً یک رژیم نظامى روى کار بیاید، اینها خوف این را دیگر ندارند براى اینکه نظامى هم این است که اینها دیدهاند و همراهش مبارزه و معارضه کردند و ازش کتک هم خوردهاند و آدم هم ازشان کشتهاند، همه اینها را مردم دیدهاند. وقتى بنا شد که آدم را بخواهند بکشند، چه رژیم نظامى باشد، چه حکومت نظامى باشد، چه عادى باشد. مردم تن دادهاند به کشته شدن. بنابراین اینها راه حل نیست که کسى بخواهد حل کند یک قضیهاى را یعنى درد مردم را دوا بکند.
مخالفت روحانیون با شاه بر سر اغراض و منافع شخصیه نیست
در روزنامه شوروى هم یک چیزى نوشته بود (یکى از اتباع آمریکا هم، از دوستان شاه و اتباع آمریکا هم همان را تکرار کرده بود که این، آن به تعبیر دیگر آمده، این به تعبیر دیگر) به تعبیر اینکه این روحانیون که در این قضیایا مخالفند با شاه این اصلاحات ارضى ضرر به آنها زده است، چون ضرر به آنها زده است ازاین جهت منافعشان در خطر شده است، اینها مخالفت مىکنند. آن هم گفته است که فلان آدم، فلانى، این غرض شخصى دارد با شاه. ما دیروز عرض کردیم که غرض شخصى نیست و قضیه این حرفها نیست. اما این که او نوشته است، آن هم اشتباه است براى اینکه روحانیون حالا زندگىشان خیلى بهتر از آنوقتى است که اصلاحات ارضى نشده بود، هر که مىخواهد برود ببیند. اگر مساله، مساله چیز است که زندگىشان چطور است، زندگى روحانیون حالا صد درجه بهتر از آنوقت است، چیزى از آنها بهم نخورده است که، اگر نفوذ کلمه ندارند، که نفوذ کلمه هم دارند لکن دارید مىبینید دیگر. اگر ندارند چطور ایشان تشبث کرده که (اى مراجع عظام، اى علماى اعلام بیائید این مردم را هدایت کنید، بیائید چه بکنید) یک دفعه اینها آن مىشوند! یک دفعه وقتى جواب کاغذ مراجع را مىدهد در همان اوایل امر مىگوید که مىنویسد که، شما بروید ارشاد عوام را بکنید یعنى شما حق دخالت در امور مملکت ندارید، بروید ارشاد عوام بکنید. به ایشان باید گفت که ما ارشاد عوام را کردیم، عوام الان هدایت شدند و ارشاد شدند و شما خواب بودید اینها ارشاد کردند، حالا که ارشاد کردند تشبث پیدا کردید که (حالا بروید دیگر، مرا حفظ بکنید الان و چه بکنید، به ایران فکر بکنید!)
مظاهر تمدن بزرگ!!
اینها تشبثات است، فایده ندارد هیچى غیر از یک کلمه و آن این است که این رژیم برود و این آمریکا و شوروى و نمىدانم انگلستان و همه اینهایى که در این سفره ایران که افتاده مجانى دارند استفاده مىکنند، اینها هم دست مجانشان را بردارند. ما که نمىخواهیم بهشان نفت ندهیم تا دست و پا بزنند که یک ملتهائى را از سرما خواهید شکست، نخیر، ما مىخواهیم نفتمان در اختیار خودمان باشد، هر مقدار دلمان مىخواهد بفروشیم و مىفروشیم. هر رژیم پیش بیاید نفتش را مىخواهد بفروشد اما نه اینطور. غارت گرى را ما با آن مخالفیم، نه فروش را به قیمت صحیح خودش به قیمت