صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٣
نگذارد آزادى، ارتش اگر یک ارتش در خدمت مردم بود، یک ارتش مستقل بود که ارتش بود براى ایران و تحت فرمان یک ملت، یک ملتى بود، و ملتى که همه چیز باید در دست او باشد، ارتش هم تحت فرمان او بود، استقلال داشت این ارتش، در مقابل ملت نمىایستاد که یک ملت اعتصاب مىکند ارتش اعتصاب را مىخواهد بشکند، روساى ارتش فرمان مىدهند و - عرض مىکنم که - نخست وزیر ارتشى فرمان مىدهد و اینها هم میریزند و مىزنند مىکشند، چه مىکنند که اعتصابات را بشکنند. اعتصابات مردم روى این است که ما استقلال مىخواهیم، ما آزادى مىخواهیم و ما حکومت اسلام مىخواهیم کسى که اعتصاب را مىشکند این در مقابل این خواست ملت است که او مىگوید آزادى مىخواهم این مىگوید نه نباید آزادى بشود، مقابلش است دیگر، اگر او هم با ملت همصدا بود که دیگر نمىآمد بشکند این اعتصاب را این اعتصابات را که مىشکنند براى این است که مخالفند با این خواست ملت. خواست ملت استقلال است، اینها با آن مخالفند، ارتش خود مملکت با استقلال مخالف است، ارتش خود مملکت هم فرمانده اولش عبارت از شاه است به حسب قواعد ارتشى و به حسب واقع فرماندهش عبارت از کارتر است، واقع مطلب این است، با مستشارهائى که حالا آمدهاند. ما استقلال داریم؟ مگر استقلال با یک لفظ درست مىشود؟ عرض کردم که الفاظ در زمان ما معانى خودش را از دست داده است، اصلاً الفاظ خیلى الفاظ خوشگل است، خیلى بزک کرده است لکن محتوى ندارد الفاظ، (استقلال )، محتوى ندارد، (ما استقلال داریم، اگر من بروم استقلال مملکت از دست مىرود! مملکت تجزیه مىشود!) آن مردک هم مىگوید که از باب اینکه آزادى تندى به مردم داده، سریع آزادى داده است، از این جهت صداى مردم درآمده است!! اصلاً الفاظ معناى خودش را از دست داده است. لفظ یک لفظى است، معنا معلوم نیست این باشد، یک چیز دیگر معنایش است. ما استقلال داریم؟! هر جا که دست بگذارى استقلال نداریم، وابستهایم. این ارتش که در راس همه چیزهاست نسبت به مقاصد شاه که همیشه به ارتش، این مىنازد، این ارتشش که اینطور است، نه در خدمت مردم است و ملت است و در خدمت آمریکاست براى اینکه - منافع او را - مىکشد ملت خودش را که منافع او چیز بشود تحقق پیدا بکند.
دانشگاه استعمارى، تامین کننده منافع اجانب
خوب مىآئیم سراغ فرهنگ، یک فرهنگ مستقل ما داریم؟ یک فرهنگى که دخالت غیر در او نباشد؟ یک دانشگاههائى که مستقل باشد و خودش فکر کند، تحت فرمان خود رئیسهاى دانشگاه باشد، ما همچو چیزى داریم؟ ما همچو فرهنگى خواب دیدیم؟ از آنوقتى که فرهنگ، از اول مشروطه تا حالا، از اول مشروطه تا حالا ما یک فرهنگى که فرهنگ صحیحى باشد داشتیم؟ یا یک فرهنگ وابسته بوده یعنى یک فرهنگى بوده است که دیگران براى ما درست کردند، دلیل این است که اگر لوزه شاهزاده زهر مارى - چیز بشود - ورم بکند و مرض لوزه پیدا بکند از آمریکا و اروپا برایش طبیب مىآورند یا مىبرند آنجا. اگر ما یک فرهنگ صحیحى داشتیم، خوب آنوقت ما دانشگاه مستقل صحیح