صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٠
چیزى امکان ندارد تا اینکه خود ایشان امر بکنند. چطور جمع مىشود ما بین این دو تا؟! بشر دوستیش اسباب این مىشود که راضى نشود که این ثبات منطقه به هم بخورد و در عین حال این بشر که ٣٠ میلیون جمعیت است، ٣٥ میلیون جمعیت است و الان در خاک و خون دارد جوانهایشان کشیده مىشود، مدارسشان، دانشگاههایشان، معابدشان - ایشان - چطور جمع مىشود ما بین این دو تا مطلب؟! ایشان که دلشان براى آدمها سوخته - این ایرانىها - براى ایرانىها دلشان سوخته که مبادا ثبات ایران به هم بخورد که ثبات به هم بخورد اسباب این مىشود که یک هرج و مرجى بشود، اسباب این مىشود که اموال مردم از بین برود، اسباب این مىشود که نفوس مردم مثلاً تلف بشود، معذالک از یک شخصى که نفوس مردم را این قدر تلف کرده و اموال یک ملتى را اینقدر به غارت داده و غارت کرده، ایشان پشتیبانى مىکنند و نمىتوانند ببینند که ایشان برود. ما چطور جمع کنیم ما بین دو تا کلامى که ایشان مىگوید؟! جز این است که مطلب این نیست و خودش هم مىداند که مطلب این نیست.
حفظ ثبات منطقه در گرو قدرتمندى و استقلال ایران است
ایشان که همچو دست و پایش را گم کرده که مبادا ثبات ایران یا ثبات منطقه به هم بخورد، براى این است که مبادا یک وقتى ثبات اینجا به هم بخورد و نفت را دیگر به ما ندهند، مبادا ثبات منطقه به هم بخورد و کشتیرانى براى بردن نفتها و براى سایر منافع به هم بخورد. مساله آن است، چرا درست نمىگویى؟ خوب درست مثل یک آدم صحیحى، خوب بگو به این که ما مىترسیم که این منافعى که در ایران داریم، همانطورى که وزیر خارجه انگلستان گفت، او تشریح کرد که ایشان بسته به ماست، ما منافع داریم در آنجا، ایشان حافظ منافع ماست و ما پشتیبانى از ایشان مىکنیم، خوب شما هم صاف مساله را بگو که ما منافعى از ایران داریم مىبریم، یک نفت را مىخواهیم ببریم، مىخواهیم پایگاه در ایران داشته باشیم که اگر یک جنگ عمومى پیش بیاید ما سنگر داشته باشیم، مىخواهیم سایر ذخایر ایران را ببریم و شاه هست که مىتواند براى ما تامین کند این امور را، از این جهت ما پشتیبانى از شاه مىکنیم، خوب این یک مطلبى است که آن مطلب را باید، خوب یک مطلبى است که صحیح است، راست است، یعنى یک مطلبى است که اگر گفته بود این را و راست مطلب را مىگفت این بود لکن ایشان اینطور نمىفرمایند، ایشان مىفرمایند که ثبات منطقه باید محفوظ باشد و از آن طرف هم مىگویند که ما دخالتى در امر داخلى مملکت ایران نداریم و همه مىدانند که ایشان (آمریکا) هیچ دخالتى در ایران به هیچ وجه ندارد!! مثل یک آدم اجنبى مىماند که آن طرف کوهستانها زندگى مىکند و هیچ کارى به ایران ندارد!! این ادعا را ایشان مىکند. شوروى هم همین ادعا را مىکند لکن کى از او باید قبول کند این حرف را؟ پس این مطلب که ایشان گفتند که یک ایران مستقل و یک ایران قدرتمند حافظ ثبات ایران است صحیح است اینکه یک ایران قدرتمند و یک ایران مستقل ثبات مىآورد یعنى اگر چنانچه ایران مستقل بود و تحت نظر دیگران اداره نمىشد، دیگران در آن دخالت نداشتند و قدرتمند بود و نظامى پیوسته به نظام دیگران نداشت، ثبات از براى ایران حاصل مىشد. ایران هم دنبال