صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٢
(فالیوم ننجیک ببدنک) تو نمىتوانى بدنت را هم نجات بدهى. تو دیگر نتوانى، نمىتوانى نجات بدهى خودت را. لااقل اگر چنانچه اظهار ندامت مىکنى و راست مىگویى که نادم هستى لااقل دیگر شمشیر نکش، در همان حالى که دارى میگویى که من نادم هستم، لااقل حکومت نظامى را بردار، دولت نظامى نیاور روى کار، بگو - دولت - مردم بیایید، خودتان بیایید یک کسى را تعیین کنید، دولت، تا مردم احتمال بدهند که تو توبه کردى. آنوقت هم قبول نیست، نه آنکه - توبه - هر که هر غلطى کرد و آخرش هم بگوید که توبه کردم، خوب این چه منطقى است؟ توبه شرایط دارد. مگر خدا توبه هر کس را قبول مىکند. یک کسى که بیست و چند سال به مردم ظلم کرده است حالا بگوید توبه کردم، عفو کردم این چیزهاى سیاسى را، زندانىهاى سیاسى را! زندانى سیاسى که ده سال عمرش را اینجا گذرانده و آن وقت جوان بوده حالا پیر شده است و بیرون آمده است آن وقت ریشش سیاه بود و حالا ریش سفید بیرون آمده است، آن وقت بدن سالم رفته و حالا بدن مریض از این چالهاى سیاه بیرون آمده، ده سال، پانزده سال کمتر، بیشتر. من یکى از همین جوانهایى که الان در اینجا هست و سابقاً من سابقه دارم با او، آن وقت وقتى دست من را مىگرفت دست من توى دست او غرق مىشد، یک قوهاى داشت من دستم که تو دستش مىرفت مىفهمیدم که چه جور قوه ایست و حالا وقتى با من مصافحه مىکند یک آدم ضعیفى است ده سال یک کسى را تو مىبرى حبس مىکنى، پانزده سال مىبرى حبس مىکنى، جوانها را پیر مىکنى، سالمها را مریض مىکنى، اینها دیگر جبران ندارد؟ همین عفو کردم؟! غلط کردى عفو کردى، عفو چیه؟ چه حقى داشتى که بگیرى که حالا عفو کردى؟ عفو مال این است که یک کسى گناهى داشته باشد، چه گناهى اینها کرده بودند که تو اینها را حبس کردى، پانزده سال عمر اینها را تلف کردى؟ حالا مىگویى که عفو کردم، عفو کردم، این چه غلطى است که تو مىکنى؟ عفو کردم چیه؟ از اول چرا کردى؟ نه اینکه عفو کردم، اول کار غلط کردى، نه اینکه یک کار صحیحى بود حالا عفو کردند، گناهکار بودند، گناهشان چى بوده؟ گناهشان این بوده است که مىدیدند تو خطرناکى، یک کلمهاى گفتند. بعضى از این آقایان که چندین سال حبس بودند گناهشان این بوده است که به این، از قرارى که مىگویند گناهشان این بوده است که به عائله بعضى از این حبسها رسیدگى کرده و نگذاشته این عائله زحمت ببیند، بعضىشان را. گناه آنها، گناه این اشخاصى که به قول شما مجرم سیاسى هستند این است که در مقابل ظلم تو، در مقابل اختناق همه جانبه تو گفتند که آقا چرا، چرا مردم را اینطور اسیر مىکنى؟ در مقابل خیانتهاى تو میگویند چرا - به چیز- به آمریکا تو همه چیزها را دادى؟ کسى که این چرا را دارد مىگوید، میگوید آزادى به ما بدهید، مىگوید استقلال ما مىخواهیم، مملکت مىخواهیم مال خودمان باشد، نمىخواهیم مملکت مال دیگران باشد، مىخواهیم آزاد باشیم، خواهیم مطبوعاتمان آزاد باشد، مىخواهیم رادیو و چیزهاى آلات تبلیغىمان آزاد باشد، این جرم است که اینها را گرفتید و حبس کردید و از زندگى اینها را انداختید، حالا جوانىشان را از بین بردید، سلامتىشان را از بین بردید، حالا اسمش را عفو مىگذارید؟! توبه هم بکنید دیگر فایده ندارد. توبه باید با موازین باشد، مگر خداى تبارک و تعالى همین طورى توبه قبول مىکند؟! حق الناس را خدا