صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٥
کنند آن خلیج و امثال ذالک را. اگر ایشان برود مملکت ما درست مىشود، اداره مىشود، صحیح اداره مىشود، هر کس بیاید صحیحتر از آن اداره مىکند. اگر ایشان برود خلاء مىشود؟! چه خلایى مىشود؟ خوب یک دزدى برود، یک نفرآدم صحیحتر بیاید سر جایش، این خلاءاست؟! یک آدم صحیحتر مىآید جایش، ما نداریم آدم صحیح؟! ایران اصلاً دیگر ندارد کسى را که جاى آقاى محمدرضا خان را بگیرد؟! ایشان چه مىکند که دیگران نمىکنند؟ ایشان دزدى مىکند، دیگرى نمىکند. خلاء چیست؟ اینها همه تبلیغاتى است که اینها مىکنند. با هر زبانى که بتوانند تبلیغ مىکنند که این را نگهش دارند و نگه داشتنش براى این است که یک دسته داخلى مى خواهند از قبل او بخورند، یک دسته بیشترش هم خارجىها خواهند به توسط او منافع مملکت ما را ببرند و غارت کنند. ما را بهتر از او کسى نیست که غارت کند زیرا این نوکرى است که از همه نوکرها بهتر است، اگر یک نوکر بهتر پیدا کنند فوراً این را کنارش مىزنند لکن بهتر از این کسى نیست، نوکرى کرده و کهنه نوکر است این.
تکلیف ما، تبلیغ و روشنگرى بر علیه دستگاههاى تبلیغاتى اجانب
البته کار بزرگ است، مشکل است لکن اهمیتش زیاد است یعنى یک ملتى با یک قدرتهایى مىخواهد مقابله کند کار بزرگ است، مشکل هم است لکن براى این است که اسیر است در دست دیگران، مىخواهد که این اسارت، قید اسارت را بشکند. کار مهم است، وقتى مهم است ولو طولانى باشد، ولو مشکل باشد باید درست بشود. تو باران شما هستید، خوب با شدید، دیگر بالاخره باید یک کار بشود. شما اگر یک تظاهرى هم میکنید، یک روشنگرى مىکنید، خداوند توفیقتان بدهد، حالا باران هم مىخورید، خوب بالاخره براى خداست، براى نجات ملت ایران است و همهتان مکلفید مکلفیم به اینکه این تبلیغاتى که در خارج شده و دارد مىشود و بعضى از این روزنامههاى خارجى از آنها ارتزاق مىکنند و بر ضد ملت ایران و بر وفق آقاى محمدرضا خان چیز مىنویسند، روشنگرى کنید شماها در مقابل آنها، شما هم روشنگرى کنید، شما هم به هر کسى رسیدید بگوئید مسائل را که ایران وضعش اینطورى است، صداى ایران نه از باب اینکه خیلى آزادى دارند بلند است صدایشان بلند است که ما آزادى مىخواهیم، از باب اینکه آزادى ندارند. کى آزادى دارد؟ مطبوعات ما الان تعطیل است چندین وقت است که تعطیل است، چرا تعطیل است؟ براى اینکه سانسور است، آنها مىگویند سانسور نباید باشد. هر جا را مىروى الان تعطیل است، هر جا را مىروى اعتصاب است براى اینکه مردم مىبینند که دارد از بین مىرود یک مملکتى در دست اینها. ادارات مطلعند که چه مىگذرد منتها بیچارهها نمىتوانستند صحبت کنند، حالا، حالا اعتصاب کنند. هر جا بروى اعتصاب است، مریضخانه اعتصاب است، طبیب اعتصاب است، در دادگسترى نمىدانم وکیل اعتصاب مىکند، قاضى اعتصاب مىکند، هر جا بروى اعتصاب است، برق اعتصاب است، همه چیز اعتصاب است، چرا؟ خیلى در رفاه هستند که اعتصاب کنند؟! خیلى کارشان خوب است و آزاد هستند؟! آزادى زیاد به ایشان دادند به قول کارتر که اینها همه در اعتصاب هستند و در زحمت هستند؟! یا نه مى بینند که