صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٤
داشتیم، اگر دانشگاه مستقل صحیح داشتیم، طبیب صحیح مستقل داشتیم، ما یک اسفالت وقتى که مىخواهیم درست بکنیم دستمان را دراز مىکنیم که از یک جاى دیگر بیایند براى ما اسفالت کنند زمینهایمان را، آنهم با آن فضاحتها. محیر العقول است قضیه اسفالتهاى ایران، قضیه آن افراط کارىهائى که در آنجا مىشود و از بین بردن مال ملت به اسم اسفالت کردن یک جادهاى - ما اسفالتمان را هم - ما یک بنا مىخواهیم و یک مریضخانه مىخواهیم درست کنیم باید حتماً از خارج بیاوریم یک کسى نقشه بدهد برایش که چه جورى درست کنیم. اگر ما یک فرهنگى داشتیم، الان بیشتر از هفتاد سال است که ما مدارس جدید داریم، از آنوقتى که دارالفنون درست شده است، چقدر سالهاست که ما دانشگاه داریم، اگر این دانشگاهها یک دانشگاههائى بود که به نفع این ملت بود یعنى این جوانهاى ما را گذاشته بودند تحصیل کرده بودند درست، برنامه، برنامه استعمارى اگر نبود، آدم درست شده بود حالا، حالا جوانهاى ما جوانهائى بودند که در مقابل دولت مىایستادند. اگر ما یک دانشگاه مستقل داشتیم کار مملکت ما نمىرسید به اینجائى که هر جایش دست بگذارى خراب است. این نیروى مهم مملکت ما که عبارت از نیروى جوان است، این را از بین بردند، دیگر این نیروها را همه را به هدر دادهاند. این جوانهائى که در خارج آمدند در همین قضیه نیروى اتمى و انرژى نمىدانم کذا، اینجا کار مىکنند در خارج، اینها پیش من آمدند دو تا دستهشان آمد، یک دستهشان هم زیاد بود، جمعیتشان آمدند، یک دستهشان مىگفتند (که همه در آن متفق بودند) که این کار، کار لغوى است که دارند مىکنند کار بیخودى است براى اینکه این معنا را مىگویند درست مىکنیم براى اینکه اگر نفت باشد کذا، بعد از آن نفت تا بیست سال دیگر فرض کنید هست بعد از بیست سال دیگر نیاز دیگر نیست، اصلاً این کار، کار غلطى است و مهم این است که اینها مىگفتند به اینکه ما را نمىگذارند تحصیل کنیم، ما را در یک حد پائین نگه داشتهاند نمىگذارند بالا برویم، تحصیلات ما در ایران زیادتر از این مقدارى است که حالا به ما اینجا چیز مىکنند، ما را آوردهاند اینجا در یک سطح پائینى نگه داشتهاند براى اینکه ترقى نکنیم، نمىگذارند جوانهاى ما تحصیل بکنند. در داخل ایران و دانشگاههاى ایران نمىگذارند که، یعنى برنامه یک جور برنامهاى است که اینها را در یک حد معین نگه دارند، برنامه استعمارى است. یک فرهنگ وابسته ما داریم، ما یک فرهنگ مستقل نداریم. آن فرهنگ - مستقله - وابسته به دولتهاى استعمارى مىخواهند که اینها را همین طور عقب مانده نگه دارند آن آقا که مىگوید که من دروازه تمدن بزرگ!! به دست این آقا این جوانهاى ما در مرتبه پائین قرار گرفتهاند و هیچ نمىگذارند اینها ترقى بکنند. این هم فرهنگ ما که فرهنگ استعمارى است و عقب نگه داشته شده که نگذارند جلو برود، نه طبیب یک طبیب تام و تمامى باشد نه یک مهندس درستى از کار در آید یا نمىدانم نه یک چیز دیگرى، تمام اینها را. اصلاً مملکت را از حیث قوه نیروى جوان فلج کردهاند، الان ما نیروى جوان نداریم. این فرهنگ ما، جزء فرهنگ ما که الان خیلى رواج دارد، این فسادهایى که در ایران هست، اینها را جزء فرهنگ حساب مىکنند! سینماها جزء فرهنگ است!! اینها از ثبات فرهنگ است! کدام سینماها؟ همینهایى که همه جوانها، نیروى جوان ما را از بین برده است یعنى